تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
و روشن * ( مِنْ غَيْرِ سُوءٍ ) * بيعيبى و علتى و قبحى يعنى سفيدى برص نباشد بلكه سفيدى درخشنده و با شعاع بود بدانكه جناحان را استعمال ميكنند در ناحيتان و جنبان چون جناحان عسكر كه بمعنى جانب ميمنه و جانب ميسره آنست و اين مستعار است از جناحان طير و تسميهء آن بجناح جهت آنست كه جناح در لغت بمعنى ميل است كقوله تعالى جنحوا للسلم اى مالوا و طير در وقت طيران آن را ميل ميدهد و سوء كنايتست از برص هم چنان كه عودت مكنى عنه است به آن به جهت آنكه طباع از آن كارهند و متنفرند از آن و عدم تصريح به برص جهت آنست كه آن ابغض چيزها است نزد عرب و به آن نفرت عظيمه مييابند و از شنيدن آن بسيار متنفر و متاذى ميگردند پس بلاغت كلام مقتضى آنست كه آن بطريق كنايه مذكور شود و قوله * ( آيَةً أُخْرى ) * حال است از ضمير تخرج مانند بيضاء يا از ضمير بيضاء يا مفعول باضمار خذ يا دونك يعنى تا بيرون آيد دست تو از زير بغل در حالتى كه سفيد باشد و در حالتى كه آن علامت ديگر است بر نبوت تو يا فرا گير اين معجزهء ديگر را قوله * ( لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى ) * متعلقست بمضمر مذكور يا به آنچه آيهء يا قصه دالست بر آن اى دللنا بها او فعلنا ذلك لنراك و من براى تبعيض است و كبرى صفت آيات معنى آنست كه فرا گير اين آيه را براى آنكه بنمايم تو را بعضى از علامات و معجزات بزرگ خود را يا دلالت كرديم تو را به آن يا اين چنين كرديم تا برخى از نشانهاى بزرگ خود را به تو بنمائيم و ميتواند بود كه كبرى مفعول نريك باشد و من آياتنا حال از آن يعنى تا بنمايم علامت بزرگ تو را در حالتى كه آن از علامات قدرت ما باشد و گويند مراد بآيات كبرى غير اين دو آيتست مثل غرق فرعون و قوم او و غير آن از ابن عباس مرويست كه موسى گندمگون بود و چون دست از زير مدرعه خود بيرون آورد چندان نور ساطع و روشنى لامع از آن صادر شد كه شب تار چون روز روشن گشت و چون باز به زير مدرعه برد همان برنگ اول خود بيرون آمد و اگر در روز اظهار اينمعجزه كردى نور آن بر آفتاب غلبه كردى و روشنى چشم از لمعان آن خيره ماندى القصه چون حق سبحانه او را منصب نبوت داده اينمعجزه باهره را به او كرامت فرمود امر كرد او را كه * ( اذْهَبْ ) * برو با ايندو معجزه * ( إِلى فِرْعَوْنَ ) * بسوى فرعون و دعوت كن او را بپرستش من * ( إِنَّه طَغى ) * بدرستى كه او از حد در گذشته است و فرط طغيان او بوجهى رسيده كه دعوى الوهيت مىكند چون موسى به اين خطب عظيم و امر جسيم مامور شد با خود انديشيد كه من به اين امر چگونه اقدام نمايم و به اين لكنت زبان و عدم ناصر و معاون با فرعون و لشگر او بچه كيفيت ما فى الضمير خود را بيان كنم و با ايشان چگونه مقاومت نمايم پس اول سؤال از شرح صدر و تفتيح قلب خود مىكند به جهت تحمل اعباى دعوت و صبر بر مشاق نبوت و تلقى برات هر چيزى كه بر او نازل شود و سهولت امر بر او باحداث اسباب و
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 461 | الملا فتح الله الكاشاني