نيز در صفت او ميفرمايد كه * ( وَكانَ يَأْمُرُ ) * و بود كه ميفرمود * ( أَهْلَه ) * كسان خود را * ( بِالصَّلاةِ ) * به نماز كه اشرف عبادت بدنيه است * ( وَالزَّكاةِ ) * و بزكاة كه اكمل عبادات ماليه است و گويند مراد صلاة ليل و صدقهء نهار است * ( وَكانَ عِنْدَ رَبِّه ) * و بود نزد آفريدگار خود * ( مَرْضِيًّا ) * پسنديده بجهة رسوخ و استقامت او در اقوال و افعال ظاهر آية دالست بر آنكه تكميل اقربا اهم است و آيهء و انذر عشيرتك الاقربين مؤيد اينست و نزد بعضى مراد باهل همهء امت اويند چه انبيا ابا امماند بعد از آن سيرت ادريس را به ياد پيغمبر خود مىآورد تا امت مرحومه به او اقتفا كنند و ميگويد كه * ( وَاذْكُرْ ) * و ياد كن اى محمد ( ص ) * ( فِي الْكِتابِ ) * در قرآن * ( إِدْرِيسَ ) * قصهء ادريس را كه پسر نبيرهء شيث است و جد پدر نوحست ( ع ) و نام او در تورية اخنوخ است و ميگويند بجهة دراست علوم بادريس ملقب شد و منع صرف او مانع اينوجه است ليكن دور نيست و معنى آن در غير لغت عرب قريب به اين بوده باشد و مرويست كه سى صحيفه به دو نازل شد و اول كسى كه خط نوشت و از علوم نجوم و حساب و هيئت سخن گفت و وضع موازين و مكائيل نمود و اسلحه ساخت و خياطت كرد او بود و در جامع الاصول آورده كه ادريس به صد سال بعد از وفات آدم ( ع ) متولد شده از ابن مسعود مرويست كه وى الياس پيغمبر ( ع ) است * ( إِنَّه ) * بدرستى كه او * ( كانَ صِدِّيقاً ) * بود راست گوينده در جميع اقوال با خلق * ( نَبِيًّا ) * خبر دهنده از حق يا بلند مقدار عدم ذكر رسول بجهة خروج نظمست از سلامت چه صديقا رسولا نبيا غير مطبوع طبع سليمست * ( وَرَفَعْناه ) * و برداشتيم او را * ( مَكاناً عَلِيًّا ) * به مكان بلند كه آن شرف نبوت و درجهء قرب و مكانتست يا او را ببهشت رسانيديم و يا به آسمان ششم يا چهارم و يا ميان آسمان پنجم و چهارم و اينقول اخير منقولست از ابى جعفر ( ع ) و از مجاهد نقلست كه رفع وى بر طريق رفع عيسى بود كه قبض روح او نشد و آن چنان زنده است و در احاديث معراجيه ثابت است كه حضرت رسالت ( ص ) فرمود كه من در آسمان چهارم بادريس ملاقات كردم و در رفع ادريس اخبار متفرقه وارد شده و از آن جمله ابن عباس و مالك بن صعصعه فرمودهاند كه روزى ادريس را حرارت آفتاب دريافت مناجات كرد كه الهى با وجود اين بعد كه ميان من و آفتاب هست از حرارت آفتاب متاثر
شدم آيا آن فرشتهء را كه حامل آن است چه حال باشد خدايا بار آفتاب را بر او سبك گردان و او را از تاب حرارت آفتاب در سايهء عنايت خود محفوظ دار حق سبحانه دعاى وى را مستجاب گردانيد روزى ديگر آن فرشته كه حامل آفتابست خود را سبكبار يافت و تاثيرى از حرارت آن فهم نكرد سبب آن را از حضرت عزت استدعا كرد خطاب رسيد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 416
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤١٦