مر چيزى را كه موجب مغفرت ايشان باشد كه آن ترك عبادت اصنام است و باخلاص ايمان آوردن و بعضى گويند كه معنى آنست كه زود باشد كه از خدا استدعا كنم براى تو تا در دنيا تو را معذب نسازد و حق آنست كه استغفار ابراهيم براى او جهة وعدهء او بود بر ايمان آوردن چنان كه گذشت در سورة التوبة * ( إِنَّه كانَ ) * بدرستى كه خداى من هست * ( بِي حَفِيًّا ) * به من بغايت مهربان و بر من الطاف او بينهايت است * ( وَأَعْتَزِلُكُمْ ) * و كناره ميگيرم از شما مراد آذر است و امثال او از عبدهء اصنام يعنى از همه شما دورى ميجويم * ( وَما تَدْعُونَ ) * و از آن چيزى كه ميخوانيد ميپرستيد * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز از خداى يعنى بتان مراد اعتزال او است از دين ايشان يا مهاجرت از ديار ايشان * ( وَأَدْعُوا رَبِّي ) * و ميخوانم پروردگار خود را يعنى ميپرستم او را بيگانگى * ( عَسى أَلَّا أَكُونَ ) * شايد آنكه نباشم * ( بِدُعاءِ رَبِّي ) * به خواندن و پرستيدن آفريدگار خود * ( شَقِيًّا ) * نااميد و بىبهره اين تعريض است بر ايشان يعنى شما از خواندن بتان بىبهرهايد و ضايع در كردار و گفتار و من اميدوارم كه از حق سبحانه بهرهء تمام گيرم و در سلك مخصوصان و مقربان او باشم و
ميتواند بود كه مراد دعائى باشد كه در سوره الشعراء مذكور است و تصدير كلام به عيسى جهة تواضع است و هضم نفس و اشعار بر آنكه مؤمن بايد كه هميشه ميان خوف و رجا باشد آوردهاند كه ابراهيم ( ع ) از بابل بكوهستان فارس آمد و هفت سال در اطراف آن جبال سير ميفرمود و بعد از آن ببابل آمد و مذمت بتان آغاز كرد و در اين نوبت بتان را بشكست و آتش نمرودى بر او سرد شد چنان كه تفصيل آن در سوره الانبيا بيايد انشاء اللَّه و چون بحران رسيد بساره متزوج شد پس با ساره و لوط عزيمت شام فرمود و حق سبحانه از اين هجرت خبر ميدهد كه * ( فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ ) * پس آن هنگام كه دور شد ابراهيم از بت پرستان و متوجه ناحيهء شام شد كه ارض مقدسه است و بگذاشت ايشان را * ( وَما يَعْبُدُونَ ) * و آن چيزى را كه ميپرستيدند * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز از خدا * ( وَهَبْنا لَه ) * بخشيديم مر او را از ساره * ( إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ ) * يعنى فرزندى اسحاق نام از ساره پس نبيرهء از اسحاق كه مسمى بود بيعقوب بدل كسانى كه از ايشان مفارقت نموده بود از كفار و عبدهء اصنام تا بايشان انس گيرد * ( وَكُلًّا جَعَلْنا ) * و همه ايشان را گردانيديم * ( نَبِيًّا ) * پيغمبر خبر دهنده و يا برگزيده و با رفعت و تقرب و ميتواند بود كه تخصيص اسحاق و يعقوب بذكر بجهة آن باشد كه ايشان شجرهء انبيا بودند و يا به جهت آنكه تا ذكر اسماعيل كند
بعد از آن على الانفراد به جهت مزيت فضل او * ( وَوَهَبْنا لَهُمْ ) *
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 413
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤١٣