تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
خالق و رازق و محيى و مميتست و معاقب و مثيب همه او است و باز بكلمات مذكوره عم را تنبيه نموده بر آنكه عاقل را سزاوار است كه آنچه كند بجهة غرض صحيح باشد و ممكنى به آنكه متصف باشد بحياة و سمع و بصر و اقتدار بر نفع و ضر عقل قويم مستنكف است از عبادت او و اگر چه اشرف مخلوقات باشد چون ملائكه و انبيا بجهة ظهور احتياج و انقياد او بقدرت واجبه فكيف كه جماد باشد كه سمع و بصر از او مسلوبست و چون از راز علم الهى بهرهء نداشت و به نظر سوى مستقل نبود از اينجهت بعد از اين تنبيه او را بر تبعيت خود دعوت نمود تا هدايت او كند بطريق قويم و صراط مستقيم و فرمود كه * ( يا أَبَتِ ) * اى پدر من * ( إِنِّي قَدْ جاءَنِي ) * بدرستى كه آمده است به من بطريق وحى * ( مِنَ الْعِلْمِ ) * از دانش * ( ما لَمْ يَأْتِكَ ) * آنچه به تو نيامده و آن علم است بتوحيد الهى و صفات كمال او و بعث بندگان براى ثواب و عقاب * ( فَاتَّبِعْنِي ) * پس پيروى كن مرا * ( أَهْدِكَ ) * تا بنمايم تو را * ( صِراطاً سَوِيًّا ) * راهى راست كه سالك خود را زود بمطالب دنيوى و اخروى رساند و او را از مهالك دارين ناجى و رستگار گرداند اينكلام كه مشتملست بر استدعاى حضرت ابراهيم ( ع ) عم خود را بطريق هدى منطويست بر نهايت ملايمت و ملاطفت و مرافقت آن حضرت چه جهل مفرط را به او اسناد نفرموده و بعلم فايق خود را ستايش ننموده بلكه خود را نسبت به او مانند كسى گردانيد كه در مسيرى رفيق او باشد و اعرف از او بود بطريقى كه موصل باشد به منزل و مقصد و بعد از آن منع او كرد از كيش باطل او به اينكه عبادت اصنام با آنكه از نفع خاليست مستلزم ضر است چه آن فى الحقيقت عبادت شيطانست كه امر است به اين امر قبيح و فرمود كه * ( يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ ) * ايپدر من مپرست ديو را يعنى فرمان او مبر و نافرمانى خدا كه آن شركست مكن * ( إِنَّ الشَّيْطانَ ) * بدرستى كه ديو * ( كانَ لِلرَّحْمنِ ) * هست مر خداى را * ( عَصِيًّا ) * فرمان نبرنده و از جملهء عصيان او آنست كه آدم را سجده نكرد و اولاد او را بر شرك داشت و اين بديهى است كه مطاوع عاصى عاصيست و هر كه عاصى منعم و مولاى حقيقى خود باشد در مظان آنست كه نعم از او مسلوب شود و بچنگال نكال و عقبهء عقوبات گرفتار گردد و از اينجهت است كه در عقب اين قول او را از سوء عاقبت تخويف ميفرمايد بقوله * ( يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ ) * اى پدر من بدرستى كه من ميترسم * ( أَنْ يَمَسَّكَ ) * آنكه برسد به تو * ( عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ ) * عذابى از جانب خداى تعالى بسبب متابعت تو شيطان را و چون عذاب الهى به تو رسد * ( فَتَكُونَ ) * پس باشى * ( لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا ) * مر ديو را دوست يعنى وا گذاشته به او و قرين او در كفر و هم