ترسايان راست يعنى يكشنبه مكحول روايت كرده كه عمر خطاب را بر يهودى دينى بود و از او مطالبت ميكرد و ميگفت بخدايى كه محمد ( ص ) را بر همه آدميان برگزيده كه از تو مفارقت نكنم تا حق خود را از تو نستانم يهودى گفت خداى محمد ( ص ) را بر نگزيد بر خلقان عمر طپانچه بر روى او زد يهودى گفت حاكم ميان من و تو ابو القاسمست يعنى رسول پس پيش رسول آمدند و آنچه ميان ايشان گذشته بود عرضكردند رسول عمر را گفت به آن طپانچه كه بر او زدى او را خوشنود كن و اما تو اى يهود بدان كه آدم صفى اللَّه بود و ابراهيم خليل و موسى كليم اللَّه است و عيسى روح اللَّه و من حبيب اللَّه اى يهودى حقتعالى امت مرا دو نام نهاد و آن را از نامهاى خود اشتقاق كرد يكى سلام است كه نام ويست و امت مرا مسلم خواند و ديگر مؤمن كه نام او است و امت مرا مؤمن خواند اى يهودى شما طلب روزى كرديد كه خداى تعالى براى ما ذخيره كرده بود و آن روز جمعه است امروز مار است و فردا شما را و پس فردا ترسايان را اى يهودى اگر چه ما آخرينانيم اما روز قيامت از سابقان باشيم بهشت بر پيغمبران حرام باشد تا من درآيم و بر اوصياى پيمبران حرام باشد تا وصى من در او درآيد و بر امتان پيغمبران حرام باشد تا امتان من داخل شوند بعد از آن پيغمبران خود را بدعوت حق و ارشاد صواب امر ميفرمايد كه * ( ادْعُ ) * بخوان اى محمد ( ص ) خلق را * ( إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ ) * به راه پروردگار خود كه اسلام است * ( بِالْحِكْمَةِ ) * بمقاله محكمه يعنى دليلى كه حقرا ثابت گرداند و شبهه را زايل سازد * ( وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ) * و بپند نيكو كه خطابات مقنعه و حكايات نافعه است اول براى دعوت خواص امت است كه طالب حقايقاند و دويم براى دعوت عوام ايشان و از آن كه گذشت جدالست براى دفع معاندان كما قال * ( وَجادِلْهُمْ ) * و جدال كن يعنى مباحثه نماى * ( بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) * بطريقه كه نيكوترين طرق مجادله است يعنى برفق و خوشخويى و ترتيب مقدمات ظاهره بر قدر عقول كما
قال انا معاشر الانبياء لا نتكلم الا قدر عقولهم
چه اين انفع است در تسكين لهب عناد خصما و انطفاى آتش شغب ايشان در ترجمه رشف آورده كه طرق ثلاثه دعوت از سه وجه مفتوح گشته اول باب حكمت است و آن مواهب جزيل است كه بىواسطه جبرئيل فايض شده و حقيقت آن عبارت است از كرامتى كه خلق را در آن مجال شركت نباشد پس تخصيص باب حكمت بمورد خفيه مناسب است دوم باب موعظه حسنه و تخصيص آن بعلم طريقة كه مبتنى بر مراعات ادب و نيكويى و محافظت جانب رفق و خوش خوئيست اولى مينمايد سوم باب مجادله بالتى هى احسن و آن مختص به راه شريعت است كه بناى آن بر تكليف احكام و بيان اوامر حلال و حرام است و تبيين و توضيح آن بشواهد و براهين محتاج و بحجج و دلايل مفقر و از اين كلام حقايق نظام كمال دعوت سيد انام
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٣٣