در وى مجموع بود
كقوله و ليس من اللَّه بمستنكر ان يجمع العالم فى واحد
و در انوار گفته كه آن حضرت رئيس موحدينست و قدوهء محققين جدال با جميع فرق مشركان كرده و مذاهب ذايعه ايشان را بحجج دافعه باطل ساخته و لهذا حقتعالى ذكر او فرمود در عقب وصف مذاهب مشركان بشرك و طعن در نبوت و تحريم أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّه و گويند كه امة فعله است بمعنى مفعول چون رحله و نحبه مشتق از امة اذا قصده او اقتدى به چه مردمان در سيرت حسنه اقتدا به او ميكنند كقوله تعالى إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً حاصل كه او جامع جميع كمالات و فضايل بود * ( قانِتاً لِلَّه ) * فرمانبردار مر خداى را و قايم باوامر او * ( حَنِيفاً ) * مايل از اديان باطله بدين حق * ( وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) * و نبود از شرك آرندگان هم چنان كه زعم قريش است چه اعتقاد ايشان آن بود كه بر ملة ابراهيماند * ( شاكِراً ) * سپاس دارنده * ( لأَنْعُمِه ) * مر نعمت هاى خداى را ذكر انعم بلفظ قلة تنبيه است بر آنكه او اخلال نميكرد بشكر نعم قليله چه جاى كثيره * ( اجْتَباه ) * برگزيده خداى او را بنبوت * ( وَهَداه ) * و راه نمود او را در دعوت به خدا * ( إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * براهى راست كه طريقه توحيد است * ( وَآتَيْناه ) * التفاتست از غيبت بخطاب يعنى داديم او را * ( فِي الدُّنْيا ) * * ( حَسَنَةً ) * در دنيا نيكويى كه ذكر جميل است يا اولاد ابرار يا محبت او در دلهاى خلق كه همهء ارباب ملل او را دوست دارند و بر او ثنا گويند يا به طول عمر در سعه و طاعت يا به جهت آنكه حضرت خاتم الانبيا صلى اللَّه عليه و آله از نسل او است يا آنكه صلوات بر او مقرون بصلوات سيد عالم است ( ص ) كه اللهم صل على محمد و آل محمد كما صليت على ابراهيم و آل ابراهيم * ( وَإِنَّه ) * و بدرستى كه ابراهيم * ( فِي الآخِرَةِ ) * در آن سراى * ( لَمِنَ الصَّالِحِينَ ) * از جمله شايستگان است بدرجات عاليه جنان و علو مرتبه و شرف منزلت رضوان * ( ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ) * پس وحى كرديم به تو * ( أَنِ اتَّبِعْ ) * آنكه پيروى كن در توحيد و تبرى از شرك * ( مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ) * كيش ابراهيم را در حالتى كه او مايل بود از همهء كيشهاى باطل بدين اسلام كه طريق حق است يا متابع اوباش در دعوت به حق يعنى چنانچه او بر وفق و مدارا ايراد دلايل توحيد ميكرد يكى بعد از ديگرى و مجادله با همه كس به قدر فهم او مينمود تو نيز چنان كن و باجماع آن حضرت در فروع تابع هيچ پيغمبرى نبود و اگر بعض از مسائل موافق شريعت پيغمبرى بود بر سبيل اتفاق واقع شده نه بر سبيل اقتدا چه آن حضرت افضل المرسلين است و اقتداء فاضل بمفضول قبيح است و صاحب تيسير گفته كه اتباع سبيل متبوع است پس اتباع آن حضرت مر ابراهيم ( ع ) را بسبب آن بود كه بعد از او مبعوث شده نه به جهت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٣١