و محمد ( ص ) رسول او است به حق و بجهة اين ايشان را كشتند و مرويست كه شخصى از اهل اسلام را نزد مسيلمه بردند مسيلمه او را گفت چه گويى در حق محمد ( ص ) گفت هو رسول اللَّه گفت در حق من چه گويى گفت انت ايضا و ديگرى را نزد او بردند گفت در حق محمد ( ص ) چه گويى گفت انا اصم من كرم سه بار آن را اعاده كردند همين جواب گفت پس وى را بكشت خبر به حضرت رسيد فرمود كه
اما الاول فقد اخذ برخصته و اما الثانى فقد صدع بالحق فهنيئا له
اما اول مرخص بود به كلمه كفر بجهة تلف نفس و اما دوم اظهار حق كرد خوش گوارنده باد حال او * ( وَلكِنْ مَنْ شَرَحَ ) * ليكن هر كس كه بگشايد * ( بِالْكُفْرِ صَدْراً ) * بكفر سينه خود را يعنى برضاى و اراده نفس خود كافر شوند و بدان اعتقاد كنند * ( فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّه ) * پس بر ايشانست خشمى از خدا * ( وَلَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ) * و مر ايشان را است عذابى بزرگ جهة گناه بزرگ كه ارتداد است * ( ذلِكَ ) * آن عذاب عظيم كه مر ايشان را است * ( بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا ) * بسبب آنست كه ايشان دوست داشتند و برگزيدند * ( الْحَياةَ الدُّنْيا ) * زندگانى دنيا را * ( عَلَى الآخِرَةِ ) * بر نعيم آخرة * ( وَأَنَّ اللَّه ) * و ديگر به جهت آنست كه خداى * ( لا يَهْدِي ) * راه نمينمايد بطريق جنت يا بر وجه الجا هداية نميكند * ( الْقَوْمَ الْكافِرِينَ ) * گروه ناگرويدگان را يعنى مرتدان را * ( أُولئِكَ ) * آن گروه * ( الَّذِينَ طَبَعَ اللَّه ) * آناناند كه مهر نهاده خداى تعالى * ( عَلى قُلُوبِهِمْ ) * بر دلهاى ايشان تا قول حق در نيافتند * ( وَسَمْعِهِمْ ) * و بر گوشهاى ايشان تا سخن حق نشنوند * ( وَأَبْصارِهِمْ ) * و بر ديده هاى ايشان تا آيات حق مشاهده نكردند يعنى چون كفار بر وجه عناد تامل در امر حق نكردند و بديده اعتبار در آن نظر نكردند و بسمع قبول آن را نشنيدند حق تعالى علامتى بر آنها وضع فرمود تا فرشتگان به آن علم بعدم ايمان آنها حاصلكرده ايشان را طعن و لعن كنند و باقى معانى طبع و وجوه محتملات آن در صدر سورة البقره سمت تحرير يافته * ( وَأُولئِكَ ) * و آن گروه * ( هُمُ الْغافِلُونَ ) * ايشانند بيخبران و غافلان يعنى كامل در غفلت چه سرمايه عمر ضايع كرده و در بازار دنيا سودى بدست نياوردند و مفلس را در شهر قيامت جز دست تهى و دل پرحسرت و ندامت نخواهد بود كما قال * ( لا جَرَمَ أَنَّهُمْ ) * حقا كه ايشان بلا شبهه * ( فِي الآخِرَةِ ) * در سراى ديگر كه قيامت است * ( هُمُ الْخاسِرُونَ ) * ايشانند زيان زدگان
* ( ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ ) * پس بدرستى كه پروردگار تو * ( لِلَّذِينَ هاجَرُوا ) * مر آنان را كه هجرت كردند بسوى مدينه چون عمار و صهيب و خياب و سالم و بلال
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 226
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٢٦