تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
اين نيست كه تسلط آن * ( عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَه ) * بر آنان است كه او را دوست ميدارند و اطاعة او ميكنند و وسوسه او را قبول ميكنند * ( وَالَّذِينَ هُمْ ) * و آنان كه ايشان * ( بِه ) * بسبب شيطان * ( مُشْرِكُونَ ) * شرك آرندگانند به خدا آورده‌اند كه كفار از مكه بوقت نسخ بعضى از احكام گفتند محمد ( ص ) با ياران خود سخريه مىكند و امروز ايشان را كارى ميفرمايد و روزى ديگر از آن نهى مىكند غالب آنست كه او افتراى كند بر خدا و از تلقاى نفس خود سخن ميگويد آيه آمد كه * ( وَإِذا بَدَّلْنا ) * و چون بدل كنيم * ( آيَةً مَكانَ آيَةٍ ) * آيتى ناسخ را بجاى آيتى منسوخ در لفظ يا در حكم * ( وَاللَّه أَعْلَمُ ) * و خدا داناتر است * ( بِما يُنَزِّلُ ) * به آنچه فرو ميفرستد از ناسخ جهة حكمت و مصلحت چه جايز است كه حكمى مصلحة باشد در وقتى يعنى مصالح باختلاف اوقاتست مانند اختلاف اجناس و صفات و بعد از آن مفسده شود در وقت ديگر و به جهت اين نسخ حكمى مىكند به حكم ديگر اين جمله معترضه بود براى بيان حكمت در حسن نسخ و توبيخ كفار بر آن گفتار و تنبيه بر فساد سند ايشانست با پيغمبر ( ص ) و جواب از اينست كه * ( قالُوا ) * گويند كافران * ( إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ ) * جز اين نيست كه تو افترا كنندهء بر خدا و از خود سخن مىگويى * ( بَلْ ) * نه چنين است كه ميگويند بلكه * ( أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) * بيشتر ايشان نميدانند حكمت ناسخ و اثبات احكام را و خطا را از ثواب امتياز نميكنند و نيز بجهة مبالغه در رد قول كفار ميفرمايد * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) ايشان را كه * ( نَزَّلَه ) * فرود آورد آن را يعنى قرآن را * ( رُوحُ الْقُدُسِ ) * روح پاكيزه كه جبرئيل است * ( مِنْ رَبِّكَ ) * از نزد پروردگار تو * ( بِالْحَقِّ ) * در حالتى كه ملبس بود به حق و صواب نه باطل و خطاب اضافه روح بقدس كه بمعنى طهر است از قبيل حاتم الجود است و مراد جبرئيل است و در تنزيل تنبيه است بر آنكه انزال آن بر سبيل تدريج است بر حسب مصالح مقتضى تبديلست حاصل كه حقتعالى قرآن را بواسطه جبرئيل به تو نازل ساخت * ( لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * تا ثبات دهد آنان را كه ايمان آورده‌اند و اعتقاد ايشان را راسخ سازد به آنكه اين كلام حق است بر وجه لطف و توفيق يعنى چون ناسخ را شنوند در غاية صلاح و حكمة آن را تدبر نمايند دل ايشان مطمئن شود و عقايد ايشان راسخ گردد * ( وَهُدىً وَبُشْرى ) * معطوفست بر محل ليثبت اى تثبيتا و هداية و بشارة يعنى قرآن را نازل گردانيد براى ثابت گردانيدن قلوب اهل ايمان و هدايت كردن و بشارت دادن * ( لِلْمُسْلِمِينَ ) * مر كسانى را كه اسلام آورندگاناند