تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
اين تعرض است بحصول اضداد اين مر غير اهل ايمان را در خبر است كه غلام رومى بود مر عامر حضرمى را كه جبر گفتندى و گويند دو غلام بودند جبر و يسار كه شمشيرها را صيقل زدندى و اهل كتاب بودند و پيوسته تورية و انجيل خواندندى چون سيد عالم ( ص ) بر ايشان گذشتى استماع قرائت ايشان فرمودى و گفته‌اند غلامى بود مر حويطب بن عبد العزى را عابس نام از اهل كتاب يا يعيش يا بلعام يا نحيس يا عداس يا سلمان فارسى رحمه اللَّه و اصح آنست كه او را ابو فكيهه گفتندى شبها نزد حضرت رسالة ( ص ) آمدى و قرآن تعليم گرفتى قريش گفتند كه محمد ( ص ) از اين غلام كلام مىآموزد و با ما ميگويد آية آمد كه * ( وَلَقَدْ نَعْلَمُ ) * و هر آينه ما ميدانيم * ( أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ) * آن را كه ايشان ميگويند * ( إِنَّما يُعَلِّمُه بَشَرٌ ) * جز اين نيست كه او را مىآموزاند آدمى يعنى جبريا ابو فكيهه بعد از آن او سبحانه در رد قول ايشان ميفرمايد كه * ( لِسانُ الَّذِي ) * زبان يعنى لغة كسى كه * ( يُلْحِدُونَ ) * ميگردانند گفتار خود را از استقامت * ( إِلَيْه ) * بسوى او يعنى نسبت قرآن بوى ميدهند * ( أَعْجَمِيٌّ ) * غير مبين است يعنى فصاحت ندارد * ( وَهذا ) * و اين قرآن * ( لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ ) * زبانى يعنى لغة عربى روشن است كه شما با وجود كمال فصاحت و نهاية مهارت بر انشاء عربيه از اتيان به مثل او عاجزيد پس آن دعوايى كه ميكنيد كه ميآموزاند عجمى شكسته زبان مر آن حضرترا كلامى بدين بلاغت و فصاحت ظاهر البطلان است ملخص سخن كه آنچه از جبر ميشنوند كلام اعجمى غير فصيح است كه نه پيغمبر ( ص ) آن را ميفهمد و نه شما و قرآن عربى است بنهايت فصاحت و بلاغت رسيده كه بادنى تامل آن را ميفهمند پس چگونه پيغمبر ( ص ) آن را از اين كس فرا گرفته باشد و بچه وجه بامثال اين كلمات ركيكه طعن توان كرد در قرآن كه در غاية اعجاز است و بعد از رد شبهه و طعن ايشان در قرآن تهديد ايشان مىكند به قوله * ( إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ ) * بدرستى كه آنان كه نميگروند * ( بِآياتِ اللَّه ) * بآيتهاى كتاب خدا و تصديق به آن نميكنند بجهة فرط عناد و جحود * ( لا يَهْدِيهِمُ اللَّه ) * راه ننمايد خدا ايشان را بنجات كه وصولست بجنات يعنى بقسر و جبر ايشان را بر ايمان ندارد * ( وَلَهُمْ ) * و مر ايشانراست * ( عَذابٌ أَلِيمٌ ) * عذابى دردناك در آخرت بجهة كفر ايشان به قرآن و نسبت افترا بر آن حضرت و حال آنكه مفترى ايشانند * ( إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ ) * جز اين نيست كه بر مىبافند دروغ را * ( الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ ) * آنان كه نميگروند * ( بِآياتِ اللَّه ) * بآيتهاى خداى يعنى بجهة فرط عناد و توغل در انكار ميگويند كه محمد ( ص ) بربافته است چه از عقاب الهى انديشه نميكنند تا رادع ايشان باشد از افترى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 224 | الملا فتح الله الكاشاني