كه مقتسمان يهودان و ترسايان بودند كه قرآن را قسمت كردند ببعضى ايمان آوردند و ببرخى كافر شدند قتاده گفته كه ايمان آوردند به آنچه موافق دين ايشان بود از احكام فروع و كافر شدند به آنچه مخالف دين ايشان بود و گويند مراد بقران ما يقرأ به است از ساير كتب منزلت و معنى آنست كه اهل كتاب بتحريف و تبديل تقسيم تورية و انجيل كردند و يا ببعضى از آن ايمان آوردند و ببعضى ديگر كه از جمله آن صفات حضرت رسالت بود كافر شدند و بنا برين سوق آيه براى تسليه حضرت رسالت است از آنچه كفار مكه مىكردند از نسبت دادن سحر و شعر و كذب و اساطير الاولين بقران يعنى اى محمد از اين اندوه ناك مباش كه يهود و نصارى نيز در حق تورية و انجيل چنين ميگفتند * ( فَوَ رَبِّكَ ) * پس به حق پروردگار تو * ( لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ) * كه هر آينه همه ايشان را سؤال خواهيم كرد * ( عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ ) * از آنچه بودند كه ميكردند از تقسيم و تكذيب و بر وفق آن هر يك را بجزا و سزا خواهيم رسانيد و بروايت انس سؤال از كلمه توحيد باشد و ابن مسعود گفته كه هيچكس نباشد مگر كه حقتعالى از وى پرسد آنچه كرده و گويد
يا بن آدم ما ذا غرك عنى
چه مغرور كرد ترا از من
يا بن آدم ما ذا عملت و ما اجبت المرسلين
چه كردى و چرا كردى و پيغمبران را چه جواب گفتى از صادق ( ع ) روايت است كه فرمود هيچكس نباشد مگر كه در روز قيامت آن را از چند چيز پرسند
عن عمره فيما افناه و عن شبابه فيما ابلاه و من ماله من اين اكتسبه و اين وضعه و عن ولايتنا اهل البيت
و اين آيه منافى آيه لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِه إِنْسٌ وَلا جَانٌّ نيست زيرا كه مواقف در قيامت متعدد باشد در بعضى از آن سؤال كنند و در بعضى ديگر از آن سؤال نكنند پس هر يك از آيتين بر عموم خود باشند و يا آنكه مراد آنست كه آنچه در طفوليت و نقصان عقل كرده باشند از آن سؤال نكنند و از آنچه در حال تكليف كرده باشند سؤال كنند و در نقل آمده كه حضرت رسالت بعد از بعثت مردم را بخفيه دعوت ميفرمود تا سه سالگى بگذشت جبرئيل نازل شد اين آيه آورد كه * ( فَاصْدَعْ ) * پس آشكارا كن و به ظاهر قيام نما * ( بِما تُؤْمَرُ ) * به آنچه فرموده شدهء از تبليغ اوامر و نواهى * ( وَأَعْرِضْ ) * و روى بگردان * ( عَنِ الْمُشْرِكِينَ ) * از شرك آرندگان و استعانت مكن بديشان و به آنچه ميگويند ملتفت مشو بدانكه صدع در اصل لغت بمعنى انابه است و تميز و اينجا مراد آنست كه بآواز بلند تبليغ حجة كن و دعوت نبوت فرما و يا جدا گردان ميان حق و باطل يعنى احكام حلال و حرام را بر همه برسان و بگو كه فلان حلالست و فلان حرام است و فلان حق است و فلان باطل تا بندگان هر يك از حق و باطل را از يكديگر امتياز كنند آوردهاند كه پنج تن از اشراف قريش وليد مغيره مخزومى و عاص بن وابل سهمى و اسود بن المطلب كه پيغمبر بر او دعا كرده بود كه
اللهم اعم بصره
بار خدايا چشمش كور كن و بمرگ فرزندانش
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٧٢