* ( بِالْمَلائِكَةِ ) * فرشتگان را بگواهى بر رسالت خود * ( إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ) * اگر هستى از راست گويان در اين دعوى يعنى اگر راست مىگويى كه پيغمبرى فرشتگان را حاضر كن تا بحضور ما گواهى دهند بر رسالت تو حقتعالى در جواب ايشان ميگويد كه * ( ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ ) * فرود آمده نشوند ملائكه و حفص به صيغه متكلم و نصب ملائكه ميخواند يعنى ما فرو فرستيم فرشتگان را * ( إِلَّا بِالْحَقِّ ) * مگر فرو فرستادنى ملبس به حق يعنى بوجهى كه تقدير آن كرده و حكمت او اقتضاء آن نموده و در اينكه ايشان را به صورتى فرستيم كه مشاهد ايشان حكمى نيست به جهت آن كه نزد اين حال ايمان ايشان بر وجه اضطرار باشد و الجاء و يا آنكه مر ايشان را زياده نشود مگر لبس و اشتباه و گويند مراد به حق وحى است يا نزول عذاب يعنى ملك را به صورت اصلى وقتى توانند ديد كه به جهت عذاب نازل شوند چنان كه قوم ثمود جبرئيل را در زمان صيحه ديدند يا بوقت مرگ چنانچه همه كس ميبيند * ( وَما كانُوا إِذاً ) * و نباشد آن هنگام كه ملائكه را بدين صورت فرو فرستيم * ( مُنْظَرِينَ ) * از مهلت داده شدگان يعنى فى الحال معذب شوند چه ايمان ايشان در اين صورت بر طريق الجاء و اجبار باشد نه اختيار و اين منافى تكليفست اذا جواب ايشانست و جزاء شرط تقدير آنكه ( و لو نزلنا الملائكة و ما كانوا اذا منظرين ) بعد از اين جهت رد انكار و استهزاء ايشان بيان حقيقت قرآن كرده بوجوه مؤكده و فرمود كه * ( إِنَّا نَحْنُ ) * بدرستى كه * ( نَزَّلْنَا الذِّكْرَ ) * فرو فرستاديم قرآن را كه ياد كردن مؤمنانست و ذكر بمعنى شرف نيز آمده يعنى كتابى كه موجب شرف خوانندگانست * ( وَإِنَّا لَه ) * بدرستى كه ما مر او را * ( لَحافِظُونَ ) * نگه بانانيم از تحريف و تبديل و زياده و نقصان يعنى شياطين جن و انس نتوانند كه در او چيزى از باطل بيفزايند يا چيزى از حق كم كنند كقوله لا يَأْتِيه الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَلا مِنْ خَلْفِه يا نگهدار اوئيم از تطرق خلل تا روز قيامت به جهت آنكه حجة مكلفان است بخلاف كتب مقدمه كه حافظ آن احبار و علماء عصر بودند و به جهت وقوع خلاف ميان ايشان راه تحرف درو گشاده شد و يا حافظ آنيم در دل مؤمنان و گويند ضمير راجع به حضرت رسالتست ( ص ) يعنى نگه دار اوئيم از مضرت اعادى كمال قال وَاللَّه يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
* ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنا ) * حذف مفعول بجهة دلالة فعل است بر آن يعنى بتحقيق كه فرستاديم رسولان را * ( مِنْ قَبْلِكَ ) * پيش از تو * ( فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ ) * در گروه پيشينيان و در ميان ايشان پيغمبران را تعيين كرديم شيع جمع شيعه است بمعنى تابع يقال شاعه اذا اتبعه * ( وَما يَأْتِيهِمْ ) * و نيامد بديشان * ( مِنْ رَسُولٍ ) * هيچ فرستاده * ( إِلَّا كانُوا ) * مگر كه بودند كه از روى كبر و عناد * ( بِه ) * به آن
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 153
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٥٣