چون ولادت با سعادت خاتم الانبياء ( ص ) دست داد از همه آسمانها ممنوع گشتند و بجهة رجم ايشان شهب ثاقبه مقرر شده ابواب كهانت بالكلية مسدود گشت و چون هر ديوى به آسمان ميرفت شهاب ثاقب بر او ريزان ميشد در اين باب مضطر شدند و نزد ابليس مجتمع شده اين حال با وى طرح كردند گفت در زمين حادثه واقع شده برويد و در اقطار عالم منتشر شده خبرى بگيريد چون ديوان در زمين پراكنده شده تفحص ميكردند تا مكه معظمه رسيدند رسول ( ص ) را ديدند كه قرآن ميخواند دانستند كه به جهت اينست ممنوع شدهاند از صعود بر آسمان و از حسن نقلست كه شهاب ايشان را ميسوزاند و هلاك مىكند و از ابن عباس نقلست كه ايشان را نميسوزد بلكه عضوى از اعضاى ايشان را فاسد مىكند بعضى را مخيل ميگرداند تا مثل غول بيابان مىشود * ( وَالأَرْضَ مَدَدْناها ) * و زمين را باز كشيديم بر روى آب از زير خانهء كعبه * ( وَأَلْقَيْنا ) * و در افكنديم و پيدا كرديم * ( فِيها رَواسِيَ ) * در زمين كوه هاى بر افراخته پا بر جاى * ( وَأَنْبَتْنا فِيها ) * و رويانيديم در زمين * ( مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ ) * از هر چيزى سنجيده به ميزان حكمت يعنى مقدر به مقدار معين بر وجهى كه مقتضاى مشيت بىعلت است يا موزون بمعنى مستحسن است و منه كلام موزون يعنى برويانيديم از زمين چيزهاى نيكو مشتمل بر منافع كليه از اشجار و مزروعات و امثال آن و يا مراد هر چيزيست كه به وزن در آرند و بپيماونند از انواع حبوب و ساير اطعمه و غير آن از موزونات و ذكر مكيل نكرد به جهت آنكه وزن اعم از كيلست و شامل وزن طلا و نقره و امثال آن
* ( وَجَعَلْنا لَكُمْ ) * و گردانيديم براى شما * ( فِيها ) * در زمين * ( مَعايِشَ ) * اسباب معيشت يعنى آنچه قوام عيش شما به آن باشد از مطاعم و ملابس از براى شما مقرر كرديم * ( وَمَنْ لَسْتُمْ ) * و هم براى شما ساختيم آن را كه نيستيد شما * ( لَه بِرازِقِينَ ) * مر وى را روزى دهندگان يعنى اولاد و خدم و ممالك و ساير اشيايى كه تو هم آن مىشود كه مرزوق شما باشند نه مرزوق ما از انعام و مراكب و ذكر من جهت تغليبست عقلا را بر غير آن و بدانكه مد ارض و شكل معين كه مختلف الاجزا است در وضع و احداث انواع نباتات و حيوانات مختلفه در آن با جواز عدم اين نهج خاص دالست بر كمال قدرت و منتهاى حكمت او و تفرد در الوهيت و امتنان بر عباد بما انعم عليهم تا بوحدانيت او معترف شده او را بپرستند و بعد از آن به جهت مبالغه در اين ميفرمايد كه * ( وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ ) * و نيست هيچ چيز از مكونات * ( إِلَّا عِنْدَنا ) * مگر كه نزديك ما است يعنى در تحت فرمان * ( خَزائِنُه ) * خزينه هاى آن اين ضرب المثل است براى اقتدار چه تشبيه كرده مقدورات غير متناهيه خود را باشياء مخزونه كه در اخراج آن احتياج بكلفة
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٥٦