تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
چون ولادت با سعادت خاتم الانبياء ( ص ) دست داد از همه آسمانها ممنوع گشتند و بجهة رجم ايشان شهب ثاقبه مقرر شده ابواب كهانت بالكلية مسدود گشت و چون هر ديوى به آسمان ميرفت شهاب ثاقب بر او ريزان ميشد در اين باب مضطر شدند و نزد ابليس مجتمع شده اين حال با وى طرح كردند گفت در زمين حادثه واقع شده برويد و در اقطار عالم منتشر شده خبرى بگيريد چون ديوان در زمين پراكنده شده تفحص ميكردند تا مكه معظمه رسيدند رسول ( ص ) را ديدند كه قرآن ميخواند دانستند كه به جهت اينست ممنوع شده‌اند از صعود بر آسمان و از حسن نقلست كه شهاب ايشان را ميسوزاند و هلاك مىكند و از ابن عباس نقلست كه ايشان را نميسوزد بلكه عضوى از اعضاى ايشان را فاسد مىكند بعضى را مخيل ميگرداند تا مثل غول بيابان مىشود * ( وَالأَرْضَ مَدَدْناها ) * و زمين را باز كشيديم بر روى آب از زير خانهء كعبه * ( وَأَلْقَيْنا ) * و در افكنديم و پيدا كرديم * ( فِيها رَواسِيَ ) * در زمين كوه هاى بر افراخته پا بر جاى * ( وَأَنْبَتْنا فِيها ) * و رويانيديم در زمين * ( مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ ) * از هر چيزى سنجيده به ميزان حكمت يعنى مقدر به مقدار معين بر وجهى كه مقتضاى مشيت بىعلت است يا موزون بمعنى مستحسن است و منه كلام موزون يعنى برويانيديم از زمين چيزهاى نيكو مشتمل بر منافع كليه از اشجار و مزروعات و امثال آن و يا مراد هر چيزيست كه به وزن در آرند و بپيماونند از انواع حبوب و ساير اطعمه و غير آن از موزونات و ذكر مكيل نكرد به جهت آنكه وزن اعم از كيلست و شامل وزن طلا و نقره و امثال آن * ( وَجَعَلْنا لَكُمْ ) * و گردانيديم براى شما * ( فِيها ) * در زمين * ( مَعايِشَ ) * اسباب معيشت يعنى آنچه قوام عيش شما به آن باشد از مطاعم و ملابس از براى شما مقرر كرديم * ( وَمَنْ لَسْتُمْ ) * و هم براى شما ساختيم آن را كه نيستيد شما * ( لَه بِرازِقِينَ ) * مر وى را روزى دهندگان يعنى اولاد و خدم و ممالك و ساير اشيايى كه تو هم آن مىشود كه مرزوق شما باشند نه مرزوق ما از انعام و مراكب و ذكر من جهت تغليبست عقلا را بر غير آن و بدانكه مد ارض و شكل معين كه مختلف الاجزا است در وضع و احداث انواع نباتات و حيوانات مختلفه در آن با جواز عدم اين نهج خاص دالست بر كمال قدرت و منتهاى حكمت او و تفرد در الوهيت و امتنان بر عباد بما انعم عليهم تا بوحدانيت او معترف شده او را بپرستند و بعد از آن به جهت مبالغه در اين ميفرمايد كه * ( وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ ) * و نيست هيچ چيز از مكونات * ( إِلَّا عِنْدَنا ) * مگر كه نزديك ما است يعنى در تحت فرمان * ( خَزائِنُه ) * خزينه هاى آن اين ضرب المثل است براى اقتدار چه تشبيه كرده مقدورات غير متناهيه خود را باشياء مخزونه كه در اخراج آن احتياج بكلفة