پس باشند همه روز كه * ( فِيه يَعْرُجُونَ ) * در آن بالا روند و عجايب و غرايب قدرت ما را معاينه بينند * ( لَقالُوا ) * هر آينه از غاية عناد و تشكيك در حق گويند كه * ( إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا ) * جز اين نيست كه بربستهاند ديدهاى ما را و چشم بندى ما كردهاند و اين صورت در خارج وجود ندارد و بروايت ابن عباس ضمير ظلموا راجع بملائكه است كه در آيه لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ مذكور شده و معنى اينكه اگر بابى از ابواب آسمان بگشائيم و هميشه فرشتگان بر آن بالا روند و پائين آيند و كفاران را بر وجه معاينه مشاهده كنند گويند كه چشمهاى ما را بر بستهاند و خيره ساخته * ( بَلْ نَحْنُ ) * بلكه ما * ( قَوْمٌ مَسْحُورُونَ ) * گروهى جادويى كرده شدگانيم يعنى محمد ( ص ) ما را جادويى كرده هم چنان كه در ظهور آيات ديگر ميگفتند كه چشمهاى ما را بربستهاند و خيره ساخته بسحر كما قال و يقولوا سحر مستمر و در كلمه حصر و اضطراب دلالتست بر اصرار ايشان به آنكه آنچه مىبينند حقيقتى ندارد بلكه خيالى و وهمى است و مخيل بنوعى از سحر بعد از آن بيان ادله توحيد مىكند جهت مزيت و احتجاج بر
اهل شرك و كفر و عناد ميفرمايد * ( وَلَقَدْ جَعَلْنا ) * و بدرستى كه ما آفريديم و پيدا كرديم * ( فِي السَّماءِ بُرُوجاً ) * در آسمانها برجهاى دوازده گانه بهيئات و صفات و خواص مختلفه كه منازل شمس و قمرند چنانچه رصد دالست بر آن * ( وَزَيَّنَّاها ) * و آراستيم آن را بصورتها يا آسمان را مزين ساختيم به نيرين و ساير كواكب * ( لِلنَّاظِرِينَ ) * براى نگرندگان كه بعبرت در آن نگرند و بر آن بقدرت مبدع و وحدانيت صانع آن استدلال كنند * ( وَحَفِظْناها ) * و نگه داشتيم آسمان را * ( مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ ) * از هر ديوى رانده شده از رحمت تا نتوانند بر آن صعود كنند و بر احوال اخبار علويه مطلع شوند * ( إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ ) * استثنا است از مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ يعنى مگر كسى كه بر آسمان رود و به دزدد و بربايد سخنى مسموع به اين وجه كه بجهة مناسبت ميان او و ملائكه در جوهر سخنى را از ايشان بشنود و يا باستدلال از اوضاع كواكب و حركات آن چيزى معلوم كند * ( فَأَتْبَعَه ) * پس از پى درآيد او را و به دو رسد و بسوزدش * ( شِهابٌ مُبِينٌ ) * ستاره روشن و درخشان مر بينندگان را نزد اكثر استثنا منقطع است يعنى لكن هر ديوى كه به آسمان رسيده سخن ملائكه را بربايد شهاب ثاقب به او رسيده بسوزاند وى را و شهاب شعله نار ساطعه است و گاه است اطلاق آن بر كواكب ميكنند به جهت شرك براقت بينهما از ابن عباس منقولست كه از زمان آدم ( ع ) تا وقت عيسى ع ديوان بر آسمان ميرفتند و از ملائكه اخبار لوح محفوظ درس ميكردند سخنان مير بودند و به زمين آمده با دوستان خود از كاهتان ميگفتند چون روح اللَّه متولد شد ايشان را از سه آسمان منع كردند و
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 155
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٥٥