پيغمبر * ( يَسْتَهْزِؤُنَ ) * استهزا ميكردند چنان كه اين معاندان مىكنند يعنى از ميان انبيا تو مخصوص نيستى بايذاء قوم بلكه همه ايشان بدين مبتلا بودند ما موضوعست براى حال و در مضارع داخل نميشود مگر كه بمعنى حال باشد و يا در ماضى كه قريب به حال باشد و اين بر سبيل حكايت است از حال ماضيه و سوق آيه براى تسليه حضرت رسالتست ( ص ) * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه در آورديم ذكر حق را در قلوب كفار پيشين يعنى بدعوت پيغمبران و القاء آن كرديم در قلوب ايشان و ايشان نزد او ايمان نياوردند همچنين * ( نَسْلُكُه ) * در مىآريم ذكر را كه قرآنست * ( فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ) * در دل هاى كافران زمان تو و ايشان از فرط عناد * ( لا يُؤْمِنُونَ بِه ) * نميگروند به آن يعنى با وجود اعراض ايشان از ذكر ما آن را در قلوب ايشان در مىآريم بجهة تاكيد حجت بر ايشان و گويند معنى آنست كه استهزا را در قلوب ايشان در ميآوريم به جهت عقوبت ايشان بر كفر و قول اول صحيح است در نزد جمعى از ارباب تفسير معنى آنست كه ما شر و كفر را در قلوب ايشان داخل ميگردانيم و اين نيز غير صحيح است زيرا كه ذكر در آيهء متقدمه بمعنى قرآنست باتفاق و نيز آن منافى لا يؤمنون است چه اسناد عدم ايمان بايشان شده و ديگر آنكه حقتعالى ايجاد كفر و شرك كرده باشد در قلوب ايشان پس مذموم نمى بودند بلكه معذور ميبودند و حال آنكه سوق آيه بر سبيل ذم است و نيز به آن معذب نميشدند زيرا كه آن از فعل خداست و ايشان را در آن دخلى نيست و ديگر آنكه حقتعالى نميگفتى بر سبيل تعجب كه ( كيف تكفرون باللَّه و انتم تتلى عليكم آيات اللَّه و لقد جئتم شيئا اذ تكاد السماوات يتفطرن ) و چگونه انكار كردى بر ايشان و حال آنكه خود واضع آن بوده باشد و بچه وجه امر كردى ايشان را باخراج كفر با آنكه خود وضع آن نموده باشد در قلوب ايشان ( تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا ) نعوذ باللَّه من العقائد الباطلة و الآراء الضالة * ( وَقَدْ خَلَتْ ) * و بدرستى كه گذشته است * ( سُنَّةُ الأَوَّلِينَ ) * عادت خدا در هلاك پيشينيان يعنى هر كه از ايشان هلاك شده به ترك قبول حق و تكذيب رسل بوده اين وعيد اهل مكه است كه تكذيب پيغمبر ( ص ) نمودند و بعد از ظهور معجزات واضحة اقتراح آيات ميكردند و در نزول ملائكه بجهة گواهى مبالغه ميكردند و از ابن عباس مرويست كه معنى آنست كه گذشته است عادت پيشينيان در تكذيب يعنى عادت امم سابقه آن بوده كه تكذيب پيغمبران خود كنند و از روى عناد نظر در معجزات ايشان نكرده بر وجه اقتراح طلب معجزه ديگر كنند * ( وَلَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ ) * و اگر بگشائيم بر اين مشركان مقترح * ( باباً مِنَ السَّماءِ ) * درى از آسمان * ( فَظَلُّوا ) *
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٥٤