قيامت همين زمين باشد اما متغير الصفات باشد و دال بر اينست روايت ابو هريره از حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله كه تبديل ارض به غير ارض ببسط آنست و مد آن مانند اديم عكاظى كه در او عوجى نباشد و در تيسير نيز گويد كه تبديل ارض بتسويه جبالست و انهار و اشجار و تبديل آسمان بتكوير شمس و تناثر ستارگان و در معالم آورده كه آسمانها را بهشت سازند و زمينها را دوزخ و در تفسير اهل البيت ( ع ) باسناد از زراره و محمد بن مسلم و حمران بن اعين از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه عليهما السلام كه فرمودند
تبدل ارض خبزة نقية ياكل الناس منها حتى تفرغ من الحساب
قال اللَّه تعالى ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ و اين قول از سعيد بن جبير و محمد بن كعب نيز مرويست و سهل ساعدى از پيغمبر ( ص ) نقل كرده كه مردمان روز قيامت محشور شوند بر زمين سفيد كه به هيچ رنگ ديگر مخلوط نباشد و ابن مسعود گفته كه حضرت فرمود كه زمين در آن روز تبديل شود به آتش پس همهء زمين آن روز آتش باشد و بهشت در پس آن زمين باشد و عرق از سر مردمان بدهن ايشان برود * ( وَبَرَزُوا ) * و ظاهر شوند مردمان از قبرهاى خود * ( لِلَّه الْواحِدِ الْقَهَّارِ ) * براى محاسبه خداى يگانه قهر كننده توصيف حقتعالى به اين دو صفت دلالت مىكند بر فرط صعوبت و شدت آن روز كقوله تعالى لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّه الْواحِدِ الْقَهَّارِ * ( وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ ) * و بينى گناهكاران يعنى مشركان را * ( يَوْمَئِذٍ ) * در آن روز * ( مُقَرَّنِينَ ) * با هم بسته و جمع كرده بحسب مشاركت در عقايد و اعمال يا قرين ساخته هر يكى را با ديوى كه موسوس او بوده * ( فِي الأَصْفادِ ) * در بندها يا غلها يعنى دستها و پايهاى ايشان را باغلال بر گردنها بسته باشند يا بعضى با قرين خود باز بسته باشند بحسب مشاركت در عقايد و اعمال لقوله وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ يا كفار مقارن شيطان باشند و يا به آن چيزى باشند كه كسب كردهاند از عقايد زايغه و ملكات باطله * ( سَرابِيلُهُمْ ) * پيراهنهاى ايشان * ( مِنْ قَطِرانٍ ) * از قطرانست و آن روغنى باشد سياه و گويند كه صمغ ابهل است كه مىپزند و بر شتر گرگين طلا ميكنند تا به آن حدت جر را بسوزاند فردا بر جلود دوزخيان اندود كنند تا بحدت و شدت و چسبندگى آن و فتن رايحه و سرعت اشتعال آتش به آن معذب گردند و گفتهاند كه تفاوت ميان قطران دوزخ و قطران دنيا مانند تفاوتست ميان آتش دوزخ و آتش دنيا * ( وَتَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ ) * و فرو گيرد و بپوشد رويهاى ايشان را آتش يعنى در آن پيچد و روىهاى ايشان را كه محل مشاعر و حواس ايشانست و آن را در تدابير امور آخرت كار نفرموده باشند بسوزانند هم چنان كه بر افئده ايشان مطلع شوند به جهت آنكه فارغ بوده باشند از معرفت و مملو بجهالات و نظير اينست أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِه سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ و قوله يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ * ( لِيَجْزِيَ اللَّه ) * متعلق است به برزوا يعنى بيرون ايند از قبرها تا جزاى دهد خداى و يا متعلق است بفعل محذوف اى يفعل
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 149
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٤٩