تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
عذاب و باخبار متواتره از حال ايشان * ( كَيْفَ فَعَلْنا بِهِمْ ) * چگونه كرديم بديشان يعنى بچه وجه ايشان را مستاصل ساختيم و بناهاى ايشان را از پاى در آورديم بجهة كفر و عصيان ايشان * ( وَضَرَبْنا لَكُمُ الأَمْثالَ ) * و مثل زديم براى شما از احوال ايشان يا بيان كرديم كه ايشان امثال شما بودند در كفر و استحقاق عذاب * ( وَقَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ ) * و بدرستى كه كوشش كردند در حيله آنچه نهايت مكر ايشان بود در ابطال حق و تقرير باطل * ( وَعِنْدَ اللَّه ) * و نزديك خدايست * ( مَكْرَهُمْ ) * جزاى مكر ايشان و يا نزد او مكتوب است فعل ايشان پس او جزا دهنده ايشانست بر آن * ( وَإِنْ كانَ مَكْرُهُمْ ) * و بدرستى كه بود مكر ايشان در شدت و عظمت ساخته و پرداخته * ( لِتَزُولَ مِنْه الْجِبالُ ) * تا از جاى برود از آن مكر كوه ها اين مستعار است براى احكام شرايع انبياء و يا معجزات رسل و يا امر قرآن يا شريعت حضرت رسالت ( ص ) يعنى كافران حيلها انگيختند تا چيزى را كه در ثبات و رسوخ چون جبال راسياتست از احكام شرايع و يا حجج قرآن و يا ساير معجزات زايل گردانند و اكثر بر آنند كه ان نافيه است و لام مؤكده كقوله وَما كانَ اللَّه لِيُعَذِّبَهُمْ يعنى مكر ايشان نبود كه زايل گرداند كوه ها را كه احكام شرايعست در معالم و بعضى تفاسير از امير المؤمنين ( ع ) نقل كرده‌اند كه اين آيه در قصهء نمرود بن گوش بن كنعانست و صورت اين قصه بر اينوجه است كه چون نمرود سلامتى ابراهيم خليل على نبينا و عليه السلم از آتش مشاهده كرد و گفت بزرگ خدايى دارد ابراهيم كه او را از اين آتش عظيم نگاه داشت و برهانيد من ميخواهم كه بر آسمان روم و او را ببينم اشراف مملكت گفتند آسمان بغايت مرتفع است و بر او رفتن به آسانى ميسر نيست نمرود بشنيد و بفرمود تا صرحى بساختند بغاية بلند در مدت سه سال و چون آنجا بر آمد آسمان را هم چنان ديد كه از زمين مىديد روز ديگر آن بنا بيفتاد و به جهت آن خلق بسيار هلاك شدند و افتادن آن در سوره النمل رقم تحرير خواهد يافت القصه چون آن صرح از پاى در آمد نمرود به جهت افتادن آن و هلاك شدن قوم خود بسيار خشم گرفت و گفت بر آسمان روم و با خداى ابراهيم كه مناره مرا بيفكند جنگ كنم پس چهار كركس را پرورش داد تا قوت تمام گرفتند و صندوقى چهار گوشه بساخت و دو در يكى فوقانى و ديگرى تحتانى در او راست كرد و بر چهار طرف او چهار نيزه نصب كرد كركس را چند روز گرسنه داشتند و چهار مردار بر نيزه ها كرده اطراف صندوق بر كركسان بستند ايشان از غاية جوع ميل به بالا كردند و بجانب مردار پرواز نمودند و صندوق را كه نمرود و يك تن ديگر در آنجا نشسته بود به هوا بردند بعد از شبانه روزى نمرود در فوقانى گشاده كرد آسمان را به همان صورت ديد