تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
كافران آن را ببينند و بدانند كه شفاعت من بايشان نميرسد نوميد شوند و نزد ابليس روند و گويند كه اهل ايمان را شفيعى پديد آمد و ايشان را شفاعت كرد و ما را جز تو كسى نيست برخيز و براى ما شفاعت كن وى برخيزد و از مجلس او نتنى عظيم پديد آيد كه هيچكس نتنى چنان نشنيده باشد و گويد معشر الكفار * ( إِنَّ اللَّه وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ ) * الايه پس همه را طعمهء دوزخ كنند و حقتعالى بعد از وعيد كفار در وعد اهل ايمان ميفرمايد كه * ( وَأُدْخِلَ الَّذِينَ ) * و در آورده شوند آنان كه * ( آمَنُوا ) * گرويده‌اند بما جاء من عند اللَّه * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كرده‌اند كردارهاى شايسته و پذيرفته * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي ) * در بهشتهايى كه ميرود * ( مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * از زير درختان و مساكن آن جويهاى آب و شير و انگبين * ( خالِدِينَ فِيها ) * در حالتى كه جاويدان باشند در آن و در آرنده مؤمنان ببهشت فرشتگان باشند كه ايشان را با اكرام و تعظيم تمام بر رياض دار السلام درارند * ( بِإِذْنِ رَبِّهِمْ ) * بدستورى و فرمان پروردگار ايشان را * ( تَحِيَّتُهُمْ ) * تحيت ملائكه بر ايشان * ( فِيها ) * در بهشت يا تحيت خدا بر ايشان يا تحيت هر يك از ايشان بر يكديگر * ( سَلامٌ ) * سلام باشد كه دالست بر سلامتى از جميع آفات بعد از آن ايراد ضرب المثل مىكند كه بافهام نزديكتر است و مرغب ارباب عقول در اتباع حق و ميفرمايد كه * ( أَ لَمْ تَرَ ) * آيا نديدى و ندانستى اى بندهء بينا و دانا كه براى تفهيم شما * ( كَيْفَ ضَرَبَ اللَّه مَثَلًا ) * چگونه زد خداى مثلى را يعنى گردانيد خدا * ( كَلِمَةً طَيِّبَةً ) * كلمه پاكيزه را كه كلمه توحيد است يا دعوت اسلام يا هر كلامى كه دال بر حق باشد * ( كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ ) * مانند درخت پاك كه آن نخل است يا شجره ايست در بهشت اين تفسير * ( ضَرَبَ اللَّه مَثَلًا ) * است و ميتواند بود كه بدل مثلا باشد و كشجرة صفت آن يا خبر مبتداى محذوف اى هى كشجرة و بنا بر تفسير اول جارى مجرى مفعول جعل است ابو العاليه روايت كرده كه بام دادى برخواستم و نزد مالك بن انس رفتم طبقى از رطب نزد او حاضر كردند گفت بخور يا ابا العاليه كه اين از آن درخت است كه حقتعالى فرموده كه * ( أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّه مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ ) * زيرا كه روزى طبقى از بسر نزد پيغمبر ( ص ) آوردند اين آيه بر خواند كه * ( كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ ) * و گويند هر درختى است كه ميوهء خوش مزه و خوش صورت داشته باشد و بر هر تقدير ميفرمايد كه كلمة طيبة مانند شجرهء طيبة است * ( أَصْلُها ثابِتٌ ) * كه بيخ آن در زمين است و از او محكم و پا بر جا باشد چه اگر اصل ثابت نداشته باشد در زمين بر جاى نماند و ميوه نيارد * ( وَفَرْعُها ) * و شاخ آن از غايت رفعت و بلندى * ( فِي السَّماءِ ) * در جانب آسمان كشيده اينمبالغه است در رفعت و ميتواند بود كه مراد بفرع فروع