تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
پس گويند عاجزان از اهل كفر يعنى اتباع و سفله * ( لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا ) * مر آنان را كه تكبر كردند از رؤسا و اشراف قوم يعنى آنان كه پيروى ائمه كفر كرده باشند پيشوايان خود را گويند * ( إِنَّا كُنَّا ) * بدرستى كه ما بوديم در دنيا * ( لَكُمْ تَبَعاً ) * مر شما را پيروان در تكذيب رسل و اعراض از فرمان ايشان تبع جمع تابع است چون غيب و غياب يا مصدر است كه مفعول به واقع شده جهت مبالغه * ( فَهَلْ أَنْتُمْ ) * آيا هستيد شما * ( مُغْنُونَ عَنَّا ) * دفع كنندگان از ما * ( مِنْ عَذابِ اللَّه مِنْ شَيْءٍ ) * از عذاب خدا چيزى را من اول بيانيه است و ثانى تبعيضيه يعنى چون كه مادران عالم تابع شما بوديم شما در اين عالم از عذاب خدا چيزى دفع كنيد و برداريد * ( قالُوا ) * گويند آن متكبران بطريق اعتذار كه اى قوم * ( لَوْ هَدانَا اللَّه ) * اگر خداى بنمودى ما را طريق نجات از عذاب * ( لَهَدَيْناكُمْ ) * هر آينه ما نيز شما را راه مينموديم بدان اما طريق خلاصى مسدود است و شفاعت ما بر اين درگاه مردود ايشان نااميد شده گويند بيائيد تا باتفاق بخروشيم و جزع كنيم شايد كه بر كار بسته مادرى بگشايند و راه خلاصى بما نمايند پس پانصد سال بانك و خروش كنند ايشان را سودى ندهد گويند صبر كنيم شايد كه بكليد صبر ابواب فرج مفتوح گردد و پانصد سال ديگر شكيبايى ورزند مژده نجات نرسد گويند * ( سَواءٌ عَلَيْنا ) * يكسانست بر ما * ( أَ جَزِعْنا ) * بخروشيم و جزع كنيم * ( أَمْ صَبَرْنا ) * يا صبر كنيم يعنى هر دو مساوىاند در عدم فايده * ( ما لَنا ) * نيست ما را * ( مِنْ مَحِيصٍ ) * هيچ گريزگاهى و پناهى از عذاب دوزخ اشتقاق اين از حيص است بمعنى عدول از جهة فرار * ( وَقالَ الشَّيْطانُ ) * و گويد ديو سركش يعنى ابليس * ( لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ ) * آن هنگام كه گذارده شود كار يعنى حساب خلق بكنند و حكم الهى نافذ گردد به آنكه اهل بهشت ببهشت در آيند و اهل دوزخ را بدوزخ اندازند دوزخيان مجتمع شده زبان ملامت بر ابليس دراز كنند ابليس بر منبرى از آتش بر آيد و گويد اى اشقياء انس كه ملامت كنندگان منيد * ( إِنَّ اللَّه وَعَدَكُمْ ) * بدرستى كه خداوند وعده داد شما را * ( وَعْدَ الْحَقِّ ) * وعده راست و درست كه حشر و جزا خواهد بود * ( وَوَعَدْتُكُمْ ) * و من وعده دادم شما را وعده بدروغ كه نه قيامت باشد و نه حساب و اگر بر سبيل فرض باشد بتان شما شفاعت خواهند كرد * ( فَأَخْلَفْتُكُمْ ) * پس وعده كج دادم شما را تبيين خلاف وعده را اخلاف گفته كه بمعنى وعدهء دروغ دادنست يعنى امروز ظاهر شد كه دروغ گفته بودم * ( وَما كانَ لِي ) * و نبود مرا * ( عَلَيْكُمْ ) *
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 131 | الملا فتح الله الكاشاني