تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
* ( الدُّنْيا ) * در زندگانى دنيا تا در زمان ابتلا و افتتان صبورى ورزند و از جادهء مستقيمه توحيد نلغزند چنان كه ذكريا و يحيى و جرجيس و شمعون و امثال ايشان از انبياء و اولياء عليهم السلام و گويند ثبات دهد مؤمنان را در دنيا يعنى نزديك مرگ تا ختم حيات ايشان بر كلمهء توحيد باشد * ( وَفِي الآخِرَةِ ) * و ثابت دارد ايشان در آن سرا يعنى در قبر كه منزل او است و منزل اولست از منازل اخروية تا جواب منكر و نكير بطريق صواب باز دهد و يا در موقف و مشاهده اهوال قيامت دهشت بر او غالب نشود و گويند مراد از دنيا قبر است و آخرت موقف مرويست از حضرت رسالت ( ص ) كه چون قبض روح مؤمن كنند روح او در قبر عود كند دو ملك نزد او آيند و او را بنشانند و گويند او را كه من ربك و من نبيك و من امامك اگر جواب مطابق گويد منادى از آسمان ندا كند كه ان عبدى صدق فذلك * ( يُثَبِّتُ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ ) * و از مقاتل نيز مرويست كه مراد به اين تثبيت آنست كه چون بندهء مؤمن را در قبر نهند و خاك بر سر او ريزند حقتعالى فرشته را فرستد بقبر او اسم او دودمان و بر وى سلام كند و گويد همين ساعت دو فرشته سياه و منكر بالين تو خواهند آمد تو را از دين و اعتقاد پرسند بايد كه از ايشان نترسى و چنان كه در دنيا ميدانستى جواب دهى از خدا و رسول و امام و كتاب اين بگويد و برود پس بر اثر او دو فرشته بيايند غليظ و منكر و ازرق چشم چشمهاى ايشان چون برق خاطف و آواز ايشان چون باد عاصف هر يكى مقمعه از آتش بدست گرفته حقتعالى آن بنده را زنده كند پس او را باز نشانند و گويند من ربك و من نبيك و من امامك و ما دينك و ما كتابك وى چنانچه داند جواب دهد فرشتگان او را گويند مرحبا عشت سعيد او مت شهيدا تا زنده بودى صعيد بودى چون به مردى شهيدى اللهم ارضه كما ارضاك بار خدا او را خوشنود كن چنان كه تو را خوشنود گردانيد آن گه دريچه از بهشت در قبر او گشايند تا نسيم بهشت برو جهد و تحفهاى بهشت نزد او آرند و او را گويند نم نومة العروس بخسب چنانچه عروس در خوابگاه خود خسبد فذلك قوله * ( يُثَبِّتُ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا ) * و اگر مرده كافر باشد ناگاه منكر و نكير در قبر او در آيند و او را گويند من ربك و من نبيك تا آخر او گويد لا ادرى نميدانم به او گويند لا دريت و لا كنت هدينا عشت عصيا و مت شقيا تا زنده بودى عاصى بودى و چون مردى شقى مردى نم نومة النهوس بخسب چنان كه مار گزيده خسبد پس درى از درهاى دوزخ در گور او بگشايند و از آن مقمعهء آتش يكى بسر او فرو كوبند چنان كه همه قبر او پر از آتش شود او شهقه زند كه همه حيوانات زمين بشنوند مگر جن و انس و هر كه بشنود او را لعنت كند فذلك قوله * ( وَيُضِلُّ اللَّه الظَّالِمِينَ ) * و فرو گذارد خدا ظالمان را يعنى كافران معاند را پس در دنيا به كلمه توحيد ره نيابند و در وقت سؤال قبر و حساب فرو