تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
الزكاة فرعها و الصيام عرقها و التأخي فى اللَّه ثباتها و حسن الخلق و رقها و الكف عن محارم اللَّه ثمرها فكما لا يكمل الشجرة الا بثمرة طيبة لا يكمل الايمان الا بالكف عن محارم اللَّه گفت مثل اين دين چون درختيست رسته ايمان به خدا اصل آنست و زكات شاخ و روزه بيخ و برگ آنست و مواخاة با يكديگر براى خدا اثبات اوست و خوى نيكو برگ او است باز ايستادن از محارم ميوه او است و چنانچه درخت تمام نشود مگر بميوه همچنين ايمان تمام نشود الا بباز ايستادن از محارم و گويند تشبيه بدرخت خرما براى آنست كه در صفات متعدده بآدمى ميماند چه هر درختى كه سرش را قطع كنند شاخ ديگر بيرون كند مگر درخت خرما كه چون سرش را قطع كنند خشك گردد و درخت خرما را تا كش ندهند بار نياورد و رسول ( ص ) فرمود كه اكرموا عماتكم عمه هاى خود را گرامى داريد گفتند عمه هاى ما كداماند فرمود درختان خرما بعد از آن فرمود چون آدم را بيافريد از گل او فضلهء بماند از آن درخت خرما بيافريد از ابى جعفر ( ع ) روايتست كه مراد بشجره رسول خدايست و فرع آن على و عنصر شجره فاطمه و ثمرهء آن اولاد اويند و أغصان و اوراق او شيعهء او بعد از آن فرمود كه هر مردى كه از شيعهء ما است چون بميرد از آن درخت برگى بيفتد و چون يكى از ايشان متولد شود جاى آن برگ افتادگى برويد و از ابن عباس مرويست كه پيغمبر ( ص ) فرمود كه جبرئيل مرا گفت كه تو شجره و على غصن آن و فاطمه و رق آن و حسن و حسين ثمار آن و نيز در روايت معتبره واقع شده كه تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها ) * ما يفتى به الأئمه من آل محمد شيعتهم من الحلال و الحرام * ( وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ ) * و مثل سخن ناپاك كه كلمهء كفر است يا دعوت بعبادت اصنام * ( كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ ) * مانند درخت ناپاكست چون حنظل كه تلخست و ناخوش بوى و مكروه طباع سليمه و با وجود خبائث و كراهت * ( اجْتُثَّتْ ) * جنبان شده و بريده و بركنده شده جثه آن بالكلية * ( مِنْ فَوْقِ الأَرْضِ ) * از روى زمين * ( ما لَها مِنْ قَرارٍ ) * نيست او را ثبات و استحكام يعنى نه بيخ دارد در زمين و نه شاخ در هوا خلاصه معنى آنست كه حقتعالى تمثيل فرموده كلمه كفر و عبادت اصنام را يا دل كافر مقلد را كه به جهت عدم حجت و برهان بر آن ثباتى ندارد و عملى نيز كه بمصعد قبول رسد از او صادر نميشود بشجره حنظل كه نه اصل او را قراريست و نه فرع او را اعتبارى از ابى جعفر ( ع ) مرويست كه ان هدا مثل بنى اميه و بعد از ذكر كلمه طيبه بيان صاحب آن مىكند لقوله * ( يُثَبِّتُ اللَّه ) * ثابت ميگرداند خدا * ( الَّذِينَ آمَنُوا ) * آنان را كه ايمان آوردند و استحكام ميدهد * ( بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ ) * بسخن راست و محكم كه بحجة قاطعه نزد ايشان ثابت شده و در دلهاى ايشان متمكن گشته * ( فِي الْحَياةِ
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 135 | الملا فتح الله الكاشاني