تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
و همچنين در روز قيامت * ( لا يَقْدِرُونَ ) * قادر نباشند كافران * ( مِمَّا كَسَبُوا ) * از آنچه كرده‌اند در دنيا * ( عَلى شَيْءٍ ) * بر هيچ چيز و هَباءً مَنْثُوراً كشته مطلقا اثرى از ثواب آن پيدا نه به جهت آنكه اعمال ايشان بر وفق قربة نبوده باشد تا ثوابى بر آن مترتب شود * ( ذلِكَ ) * آن ضلال يا پنداشت ايشان كه نيكويى كرده‌اند * ( هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ ) * آنست گمراهى دور يعنى در غايت بعد از راه حق و مثل اينست آيهء وَقَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناه هَباءً مَنْثُوراً در اين آيه دلالت واضحه است بر بطلان قول مجبره زيرا كه اضافه عمل بايشان كرده و اگر مخلوق خدا ميبود اضافه صحيح نميبود و بدانكه اگر چه ظاهر آيه دلالة بر احباط مىكند اما بعد از تامل بر خلاف آنست زيرا كه احباط عبارتست از آنكه عبادتى بر وفق قربة از بنده واقع شود و بعد از آن به جهت صدور معصية از او ثوابى بر آن مترتب نشود و چون هيچ عمل از اعمال كفار بر وفق قربت نيست پس احباط نباشد بعد از آن بيان مىكند كه غرض از خلق اشياء عبادتست و ايمان نه معصية و كفر و ميفرمايد * ( أَ لَمْ تَرَ ) * آيا نديدى اى بيننده و يا ندانستى يا خطاب بحضرتست و مراد امتند يعنى اى بندگان در نگريد * ( أَنَّ اللَّه ) * آن را كه خدا * ( خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * بيافريد آسمانها و زمينها را * ( بِالْحَقِّ ) * بر وجهى كه حق آنست يعنى بر نهجى كه حكمت و مصلحة مقتضى آنست كه بر آن طريق باشد نه بر وجه باطل يا عبث و بدون غرض صحيح بلكه معلل بغرض است كه آن عبارتست كقوله وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ * ( إِنْ يَشَأْ ) * اگر خواهد خدا و حكمت تقاضا كند * ( يُذْهِبْكُمْ ) * ببرد شما را اى اهل مكه و معدوم گرداند همهء شما را * ( وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ ) * و بيارد آفريدهء نو بجاى شما كه مثل شما نباشند در كفر و تكذيب بلكه همه مؤمن مصدق باشند * ( وَما ذلِكَ ) * و نيست اين اعدام و ايجاد * ( عَلَى اللَّه بِعَزِيزٍ ) * بر خداى دشوار چه او قادر بالذات است و قدرت او اختصاص ندارد بمقدورى دون مقدورى بلكه نسبت بجميع ممكنات يكسان است * ( وَبَرَزُوا ) * و ظاهر شدند ايراد برزو به صيغه ماضى جهة تحقيق وقوعست و اگر نه مراد آنست كه ظاهر شوند و بيرون آيند از قبور * ( لِلَّه ) * براى امر خدا و محاسبه او * ( جَمِيعاً ) * همه مردگان از كفار و مؤمنان و ابن عباس فرمود كه معنى آنست كه همه پيشوايان با اتباع خود در روز قيامت محشور شوند * ( فَقالَ الضُّعَفاءُ ) *