تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
تأويلات آورده كه توحيد و احسان والدين را در يك سلك انتظام داده به جهت آنكه ايشان سبب قربند در وجوب تربيت و دو واسطه‌اند كه حقتعالى ايشان را مظهر آثار انوار صفت ايجاد و ربوبيت خود ساخته * ( وَلا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ ) * و مكشيد فرزندان خود را * ( مِنْ إِمْلاقٍ ) * از جهت ترس درويشى و احتياج * ( نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ ) * ما روزى ميدهيم شما را * ( وَإِيَّاهُمْ ) * و ايشان را اين منع موجب آن چيزى است كه ميكردند به جهت آن و احتجاجست بر آن يعنى چون رزق اولاد بر ما است نه بر شما چرا مرتكب امر بناحق ميشويد * ( وَلا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ) * و نزديكى مكنيد يعنى مرتكب مشويد زشتيها و ناپسنديده ها را مراد كباير ذنوبست و گفته كه فواحش زنا است و مقدمات آن از ابن عباس مرويست كه اكابر عرب پنهان از مردمان زنا كردندى و اوباش و بىباكان بآشكار به آن اقدام نمودندى حقتعالى فرمود كه گرد زنا مگرديد * ( ما ظَهَرَ مِنْها ) * آنچه آشكارا باشد از آن * ( وَما بَطَنَ ) * و آن چه پنهان بود اين بدل فواحش است مثل قوله ظاهر الاثم و باطنه و گفته‌اند كه ما ظهر خمر است و ما بطن زنا و محققان گفته‌اند كه ما ظهر فعل است و ما بطن نيت و از امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه نقل است كه ما ظهر زنا است و ما بطن دوستى مردان با زنان بر وجه مخادنه و عاشقى و معشوقى و اولى آنست كه مراد جميع گناه آشكارا و پنهان باشد * ( وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي ) * و مكشيد آن نفسى را كه * ( حَرَّمَ اللَّه ) * حرام گردانيده خداى كشتن آن را * ( إِلَّا بِالْحَقِّ ) * مگر به حق كه آن قصاص است يا قتل مرتد يا رجم زانى محصن چنانچه از حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله مرويست كه لا يحل دم امرء مسلم الا باحد خصال اربع كفر بعد ايمان و زنا بعد احصان و رجل عمل عمل قوم لوط و رجل قتل نفسا به غير نفس * ( ذلِكُمْ ) * اين چهار نهى و يك امر * ( وَصَّاكُمْ ) * وصيت كرد يعنى امر نمود * ( بِه ) * بنگاه داشت آن * ( لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ) * تا مگر دريابيد و بدانيد كه راه راست اينست و گويند كه تعقلون بمعنى ترشدون است چه كمال عقل عين رشد است وَلا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ و نزديك مشويد بمال يتيم و در آن تصرف مكنيد إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ مگر بفعلى و خصلتى كه نيكوترين چيزى باشد كه در مال او مرعى بايد داشت مانند حفظ و تثمير آن يعنى آن را از تلف نگه داريد و به آن تجارت كنيد تا بيشتر شود و از آن نخوريد و به كسى نبخشيد و در خرج يتيم نيز ميانه نگهداريد حَتَّى يَبْلُغَ تا برسد يتيم أَشُدَّه بقوتهاى خود يعنى تا حين بلوغ كه وقت قوت و تواناييست و آن جمع شدت است