اين كس * ( كَمَنْ مَثَلُه فِي الظُّلُماتِ ) * مانند كسى كه صفت او آنست كه در تاريكيهاى كفر و ضلالت و جهالت مانده باشد * ( لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها ) * در حالتى كه نيست بيرون آينده از آن از غايت فرط عناد اين حالست از ضمير مستكن در ظرف نه از هاء مثله به جهت وقوع بينهما * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه آراسته شده است ايمان در دل مؤمنان * ( زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ) * زينت داده شده است براى كافران * ( ما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * آنچه ميكنند از عبادت اصنام اما مزين كفر در قلوب كفار شيطان است كه ( سول لهم الشيطان اعمالهم ) و مزين ايمان در قلوب مؤمنين رحمن كه حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإِيمانَ وَزَيَّنَه فِي قُلُوبِكُمْ در كشف الاسرار آورده كه حياة معرفت ديگر است و حياة بشريت ديگر كه عالميان بحياة بشريه زندهاند و دوستان بحياة معرفت در روزى رسند و حياة بشريت بسر آيد كه كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ و هرگز حياة معرفت بسر نيايد كه فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً و از اينجا ( سر المؤمن حى فى الدارين ) ظهور تمام دارد يكى از عرفا اين آيه را برخواند كه * ( أَ وَمَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه ) * گفت نشان اين حياة سه چيز است اول از خلق عزلت دويم با خلق خلوت سيم دوام ذكر به زبان و بدل در همه حال و بدان كه تسميهء كافر به ميت جهت آنست كه كافر بحياة خود منتفع نميشود و غير او نيز بحياة او انتفاع نميگيرد پس حال او سوء و اقبح از حال ميت باشد زيرا كه ميت بسبب موت معاقب نمىگردد و غير او بسبب موت او متضرر نمىگردد و تسميهء مؤمن بحياة جهت آنست كه مؤمن منتفع مىشود بحياة خود كه آن ادخال رأس المال حياة ابديست در آن و تسميهء قرآن و ايمان و علم بنور جهت آنست كه مردمان به سبب آن بينا مىگردند و مهتدى مىشوند از ظلمات كفر و جهالت و ضلالت هم چنان كه بساير انوار مهتدى ميشوند و تسميهء كفر بظلمت جهت آنست كه كافر مهتدى نمىشود و امرى كه موجب رشد او باشد در كفر نه مىبيند و لهذا او را به عمى نيز تسميه فرموده فى قوله أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى و قوله وَما يَسْتَوِي الأَعْمى وَالْبَصِيرُ و در آثار آمده كه اين در شأن حمزة ابن عبد المطلب و ابو جهل نازل شده در وقتى كه نسبت به حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله بىادبى كرده بود كه ذكر آن لايق حال نبوة و موافق اسماع مخلصان امت نيست و حمزه در آن روز در شكار بود چون باز آمد شكايت بىحرمتى ابو جهل را با او حكايت كردند حمزه خشمناك بر سر آن بىباك رفت و كمان بر سر آن ناپاك زد و كلمهء شهادت بر زبان راند پس زنده بنور اسلام حمزه است و گرفتار ظلمات كفر و اثام ابو جهل لعين است و از امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه مروى است كه آيه در حق عمار ياسر بود وقتى كه بشرف اسلام مشرف شد و دربارهء ابو جهل كه بر جهل خود راسخ گشت و قبول ايمان نكرد و
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 463
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٦٣