تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
باطل و ايمان و كفر بر وجهى كه تخليط و التباس در او منتفى است و در اين تنبيه است بر آنكه قرآن باعجاز و تقرير مغنى است از ساير آيات و كافيست در حكم ميان حلال و حرام و بيان شرايع و احكام * ( وَالَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ ) * و آن كسانى كه داده‌ايم ايشان را كتاب چون علماى يهود و نصارى * ( يَعْلَمُونَ أَنَّه مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ ) * ميدانند كه قرآن فرستاده شده است از پروردگار تو * ( بِالْحَقِّ ) * در حالتى كه متلبس است به حق و متصف براستى و درستى ذكر اينكلام جهت تأكيد دلالت اعجاز است بر آنكه قرآن حق است و منزل از نزد حق تعالى بحيثيتى كه اهل كتاب عالمند به آن به جهت آنكه مصدق كتبى است كه نزد ايشان است با آنكه آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله ممارست كتب ايشان نكرده و با علماى ايشان اختلاط نفرموده و وصف جميع ايشان بعلم جهت آنست كه اكثر ايشان ميدانستند كه قرآن حقست و كسى كه نميدانست متمكن بود كه بادنى تأملى به آن عالم شود و گويند مراد مؤمنان اهل كتابند و چون حقيقت قرآن بر ارباب عقول مخفى نيست * ( فَلا تَكُونَنَّ ) * پس مباش * ( مِنَ الْمُمْتَرِينَ ) * از شك كنندگان در آنكه ايشان ميدانند حقيت آن را و يا در آنكه منزلست از نزد خدا به جهت جحود اكثر ايشان و كفر و عناد ايشان و اين از باب تهيج است كقوله ( و لا تكن من المشركين ) و زيادتى در شرح صدور و يقين و طمانينهء قلب و تسكين او كقوله تعالى فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْه و گويند مراد از اين خطاب امتند با هر احدى يعنى چون ادله بر حقيقت قرآن ظاهر شد پس جايز نيست كه احدى امت را كند و شك نمايد در آن بعد از آن در صفت كتب منزل ميفرمايد كه * ( وَتَمَّتْ ) * و تمام شد * ( كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً ) * سخن آفريدگار تو يعنى اخبار و احكام و مواعيد قرآن بنهايت غايت رسيده بر وجهى كه قابل زياده نيست و گويند مراد به كلمه دين خداى است كقوله وَكَلِمَةُ اللَّه هِيَ الْعُلْيا و يا مراد از آن حجت است يعنى حجت او در بيان توحيد و نبوت بغايت انجاميده از روى راستى در اخبار و مواعيد * ( وَعَدْلًا ) * و از روى عدالت در اقضيه و احكام و محتملست كه آن هر دو منصوب باشند بر حال يا مفعول له * ( لا مُبَدِّلَ ) * هيچكس نيست كه تبديل دهنده باشد * ( لِكَلِماتِه ) * مر اخبار و احكام او را چنان كه تبديل دادند آيات تورية را زيرا كه حقتعالى محافظت قرآن كرده از تبديل حيث قال وَإِنَّا لَه لَحافِظُونَ و يا هيچكس تبديل آن را نميتواند نمود به چيزى كه اصدق و اعدل باشد از آن و يا هيچ نبى و كتابى نخواهد بود تا نسخ آن كند و تبديل احكام آن نمايد و يا كلمات بمعنى مواعيد است يعنى هيچكس تبديل مواعيد او نكند كقوله وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 457 | الملا فتح الله الكاشاني