بگو من پيروى نميكنم * ( أَهْواءَكُمْ ) * آرزوهاى شما را اين تأكيد كلام نهى است براى قطع اطماع ايشان و اشاره بموجب نهى و علت امتناع از متابعت ايشان و استجهال ايشان و بيان مبدء ضلال ايشان و تنبيه بر آنكه آنچه بر آنند محض هوا است نه هدى و اشعار بر آنكه تابع حجت شوند و تقليد بگذارند * ( قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً ) * بدرستى كه گمراه شوم آن هنگام كه متابعت هواى شما كنم * ( وَما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ) * و نباشم از جملهء راه يافتگان و از عداد ايشان و در اين تعريض است به آنكه ايشان در عداد اهل اهتدا نيستند و چون پيغمبر خود را اخبار نموده به آنكه تبرا كند از معبودان ايشان در عقب آن بيان فرمود كه او بر حجت و بينه است در توحيد و ايشان بينه ندارند در اشراك و فرمود كه * ( قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ ) * بگو من بر حجتى و دليلى روشنم كه به من آمده * ( مِنْ رَبِّي ) * از پروردگار من و آن قرآنست و يا وحى و يا حجج عقليه و يا هر چيزى كه فاصل است ميان حق و باطل و يا دلالت واضحه از معرفت پروردگار خود اين تنبيه است بر آنچه لازم و واجب الاتباع است بعد از تبيين آنچه جايز نيست اتباع آن مرويست كه نضر بن حارث و رؤساى قريش گفتند كه اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله چند ما را به عذاب الهى تخويف و تهديد كنى آنچه از عقوبت ميتوانى بما رسان و بيش از اين ما را مترسان حقتعالى فرمود كه بگو بايشان كه من بر بينه و دلالتم از پروردگار خود * ( وَكَذَّبْتُمْ بِه ) * و شما تكذيب ميكنيد آن دليل را ضمير راجع به بينه است و تذكير آن باعتبار معنى است و يا راجع بربى است يعنى تكذيب ميكنيد بپروردگار من كه غيرى را بر او
شريك ميسازيد * ( ما عِنْدِي ) * نيست نزد من * ( ما تَسْتَعْجِلُونَ بِه ) * آنچه شما بدان شتاب مينمائيد يعنى عذابى كه به آن استعجال ميكنيد و مىگوييد كه فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ نزد من نيست و نزديك قدرت پروردگار من است * ( إِنِ الْحُكْمُ ) * نيست حكم در تعجيل و تأخير عذاب * ( إِلَّا لِلَّه ) * مگر مر خداى را * ( يَقُصُّ الْحَقَّ ) * پيروى مىكند خدا خبر درست و راست را اين ماخوذ است از قص أثره أي تبعه يعنى حق تعالى تابع حق است و از آن درنميگذرد و ابو عمرو و ابن عامر و حمزه و كسايى يقضى ميخوانند يعنى حكم مىكند خداى به حق * ( وَهُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ ) * و او بهترين حكم كنندگان است و بيان نمايندگان حق از باطل اين دليل است بر بطلان قول كسى كه ميگويد ظلم و قبايح به قضاى اويند زيرا كه بديهى است كه هيچكدام از ظلم و قبح حق نيست * ( قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي ) * بگو اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله اگر چنان چه نزديك من يعنى در تحت قدرت و مكنت من
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 400
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٠٠