و مصعب بن عمير و عمار و امثال اينها و در بعضى تفاسير آمده كه قومى به خدمت سيد عالم صلَّى اللَّه عليه و آله آمدند و گفتند يا رسول اللَّه گناهان از ما بسيار صادر شده و جرم بيشمار از ما صدور يافته تدبير اعتذار و چارهء استغفار آن بر چه وجه كنيم آن حضرت بجواب ايشان ملتفت نشد و ايشان از عتبهء نبوت نااميد بازگشتند فى الحال اين آيه نازل گشت كه چون مؤمنان گناه كار كه بوحدانيت من و رسالت و حقيقت قرآن گرويدهاند بجانب تو آيند بر ايشان سلام كن كه متضمن بشارت است بسلامتى دنيا و رحمت عقبى و بگو بعد از سلام كه * ( كَتَبَ رَبُّكُمْ ) * نوشته است پروردگار شما * ( عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ ) * بر ذات بزرگوار خود بخشش و بخشايش چه وعده داده است برحمت خود وعدهء مبرا از تخلف * ( أَنَّه مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ ) * هر كه بكند از شما * ( سُوءاً ) * كار بدى را اين بدل رحمتست و قوله * ( بِجَهالَةٍ ) * در موضع حالست اى ( من عمل ذنبا جاهلا ) بحقيقت ( ما يتبعه من المضار ) يعنى هر كه گناهى كند در حالتى كه نادان باشد به حقيقت آنچه در پى آنست از انواع مضار كه عقوبات دنيويه و اخرويه است و يا تقدير اينست كه ( ملتبسا بفعل الجهلة ) يعنى چه ارتكاب آنچه مؤدى شود به ضرر از افعال اهل سفه و جهلست * ( ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِه ) * پس توبه كند بعد از اين عمل و پس از اين بدى * ( وَأَصْلَحَ ) * و باصلاح آورد كار خود را به آنكه تدارك آن نمايد به عزم بر عدم عود بر آن گناه * ( فَأَنَّه غَفُورٌ ) * پس امر او آنست كه آمرزنده است تايبان را * ( رَحِيمٌ ) * مهربان بر ايشان ان مفتوحه به جهت آنست كه خبر مبتداى محذوفست اى ( فامره و شانه غفرانه ) و يا مبتداء خبر محذوف اى فله غفرانه قشيرى گفته كه اگر ملك بر تو ذلت نويسد ملك براى تو بر خود رحمت مينويسد پس ترا دو كتابست يكى ازلى و يكى وقتى و مقرر است كه كتابت وقتى ازلى را باطل نميتواند ساخت پس مضمون اين آيه شريفه شفا است مر بيماران بيمارستان گناه را و شفا به شرط پرهيز است و توبه و انابت و نيز اهل تحقيق گفتهاند كه حقتعالى چيزى را در باب تكليف و ميثاق بر تو نوشت كه كتب عليكم الصيام و كتب عليكم القصاص و چيزى را بر خود نوشت كه * ( كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ ) * اگر تو با عجز و ضعف و مشقت به اين افعال وفا كنى او اولى تركه با كرم و فضل آنچه بر خود نوشته وفا كند آنچه بر خود نوشت آنچه بر تو نوشت چون كه متضمن مشقت و كلفت بود از روزه و قصاص و غير آن بطريق مجهول ادا كرد كه آن كتب است و نفرمود كه من نوشتم كه مضمون صيغهء معلوم است و چون برحمت خود رسيد فرمود كه من نوشتم و حوالهء آن را با خود كرد كه * ( كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ ) * و در باب سقى ماء حميم فرمود كه وَسُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ و در بيان شراب و صله اسناد به خود كرده فرمود كه وَسَقاهُمْ
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 398
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٩٨