و اگر توانى بصبر و يقين كار كنى چنان كن و اگر نه صبر كن كه بر صبر كردن بر آنچه تو آن را كاره باشى خيرى بسيار است و بدانكه نصرت با صبر است و فرج با اندوه و دشوارى با آسانى و راحت با مشقت و درويشى با توانگرى پس همهء اين از نزد او سبحانه است * ( وَهُوَ الْقاهِرُ ) * و اوست قهر كننده و غلبه نماينده * ( فَوْقَ عِبادِه ) * بر بالاى بندگان خود فوقيت نه بمكانست بلكه غرض تصوير استعلا و غالبية او است بقدرت و قهر بر همهء مخلوقات * ( وَهُوَ الْحَكِيمُ ) * و او است محكم كار صواب كردار در تدابير خود * ( الْخَبِيرُ ) * دانا و آگاه بحقايق احوال بندگان و مصالح امور ايشان در خير و شر و نفع و ضرر و سقم و صحت و ضيق وسعت پس قهر و غلبيت و استيلاى او نه بتعدى و ظلم باشد بلكه محض عدل بود و با وجود فرط قهاريت ارادهء امرى نه مىكند مگر كه موافق حكمت و مقتضاى مصلحت عباد باشد بدان كه خبير مأخوذ است از خبر بمعنى عالم به آنچه صحيح باشد كه به آن خبر دهند و يا وجه تسميهء علم بخبرة آنست كه خبر طريقى است از طرق علم نقلست كه سفهاى قريش گفتند كه اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله ما كسى نمىدانيم كه ترا تصديق كند و از احبار يهود و علماء نصارى پرسيدهايم كه صفت اين مرد در كتب خود ديدهايد همه انكار كردند اكنون كسى بما نما كه گواهى دهد برسالت تو و بر حقيت كتاب تو حقتعالى فرمود كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) در جواب ايشان كه * ( أَيُّ شَيْءٍ ) * چه چيز است * ( أَكْبَرُ شَهادَةً ) * بزركتر از روى گواهى لفظ شيء واقع مىشود بر هر موجودى و در سورة البقرة تفصيل آن مذكور شده و معنى مراد آنست كه گواهى كيست بزرگتر از همهء گواهان از روى صدق اگر مشركان جهت عناد جواب ندهند * ( قُلِ اللَّه ) * بگو بايشان كه اللَّه تعالى اكبر و اصدق است در شهادت * ( شَهِيدٌ ) * و گواهست * ( بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ ) * ميان من و ميان شما يعنى او گواهيست بر حقيت من در دعواى شما در تكذيب اين كلامى است بر سبيل ابتدا و ميتواند بود كه اللَّه شهيد جواب باشد زيرا كه چون حقتعالى شهيد است پس شهادت او اكبر از جميع شهادات خواهد بود * ( وَأُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ ) * و به من وحى كرده شده است اين قرآن * ( لأُنْذِرَكُمْ بِه ) * تا بيم كنم شما را به قرآن و اگر چه در او بشارت نيز هست اما اكتفاء فرموده باحد الضدين قوله * ( وَمَنْ بَلَغَ ) * عطف است بر ضمير مخاطبين يعنى تا بيم كنم شما را اى اهل مكه و هر كسى را كه برسد به او قرآن از عرب و عجم و اسود و احمر و جن و انس و يا انذار مىكنم شما را اى جماعتى كه موجوديد و هر كه را كه به او رسد اين قرآن تا بروز قيامت اين دليل است بر آنكه احكام قرآن شامل جماعتى است
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 370
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٧٠