تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
را * ( الْعَلِيمُ ) * دانا بهمهء معلومات پس شنوا باشد باقوال كافران و دانا بمقاصد ايشان و همه را بر وفق آن جز او سزا خواهد داد و در خبر آمده كه سبب نزول اين آيه آن بود كه جمعى از كفار قريش گفتند كه اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله ما را معلوم شده است كه احتياج و مسكنت ترا بر اين كار ميدارد كه پيش گرفته ما بطريق توزيع براى تو از اشراف چندان مال براى تو حاصل كنيم كه توانگرتر از جملهء خويشان شوى به شرط آنكه از اين دعوى رجوع نمايى حقتعالى فرمود كه هر چه شب و روز بر آن مشتمل است از آن خداست اگر خواهد پيغمبر خود صلَّى اللَّه عليه و آله را چندان مال دهد كه توانگر گردد * ( قُلْ أَ غَيْرَ اللَّه ) * بگو بر سبيل انكار كه آيا غير خداى را * ( أَتَّخِذُ وَلِيًّا ) * فرا گيرم دوست يعنى هرگز غير خداى را دوست نگيرم پس اين انكار است و آنكه غير اللَّه را دوست گيرند نه از اتخاذ ولى فلهذا اللَّه را مقدم داشته و آن را در يلى همزه داشته و مراد بولى معبود است زيرا كه رد است مر كسى را كه آن حضرت را بر شرك دعوت ميكرد پس ملخص سخن آنست كه معبود نگيرم غير خداى را كه * ( فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * مبدع و پديد آورندهء آسمانها و زمينها است و از ابن عباس مرويست كه من معنى فاطر را ندانستم تا آنكه روزى دو اعرابى نزد من آمدند و در چاهى خصومت ميكردند يكى از آنها گفت كه ( انا افطرتها اى ابتدأتها ) و جز آن به جهت آنست كه صفت اللَّه است چه آن بمعنى ماضى است * ( وَهُوَ يُطْعِمُ ) * و او ميخوراند خلق را * ( وَلا يُطْعَمُ ) * و روزى داده نميشود يعنى بىنياز است از خلق و خلق بوى محتاجند ( قال اللَّه تعالى ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ إِنَّ اللَّه هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ) * ( قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ ) * بگو بدرستى كه من مأمور شده‌ام * ( أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ ) * آنكه باشم اول كسى كه گردن نهد حكم خداى را براى آنكه نبى سابق امت باشد در دين كلبى گفته كه معنى آنست كه باشم اول كسى كه در عبادت اخلص از زمان خود باشد * ( وَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) * و مرا ميگويند كه مباش از شرك آورندگان و ميتواند بود كه عطف باشد بر قل و بنا بر اين احتياج به تقدير قيل لى * ( لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) * نباشد * ( قُلْ إِنِّي أَخافُ ) * بگو بدرستى كه من ميترسم * ( إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي ) * اگر عاصى شوم بامر پروردگار خود و غير او را پرستم * ( عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ) * عذاب روز بزرك كه قيامت است اين مبالغهء ديگر است در قطع اطماع ايشان * ( مَنْ يُصْرَفْ عَنْه ) * هر كه بگرداند خدا عذاب را از او و حفص و حمزه و كسايى بصيغهء مجهول ميخوانند يعنى هر كه گردانيده شود عذاب