هم چنان كه امم ماضيه را به آن عذاب فرمود بلكه عذاب اين امت را تأخير مىكند و امهال ايشان مينمايد تا روز قيامت و اين محض لطف است تا به جهت امهال در آخر عمر تايب و نادم گردند و به حضرت او رجوع كنند و اگر چه مشرف بموت رسيده باشند و قوله * ( لَيَجْمَعَنَّكُمْ ) * استينافست و قسم براى وعيد بر اشتراك مشركان و اغفال ايشان نظر را در وقايع امم سالفه يعنى هر آينه جمع كند حقتعالى شما را در قبور و آن چنان باشيد * ( إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ) * تا بروز رستخيز و يا شما را جمع مىكند در قبور و آن چنان باشيد قرنا بعد قرن تا روز قيامت كه زمان برانگيختن شماست از قبور تا در آن روز شما را با معبودان باطله جمع كند در قيامت * ( لا رَيْبَ فِيه ) * كه هيچ شكى نيست در وقوع آن روز و يا در جمع شما در آن پس شما را مستغرق رحمت خود گرداند * ( الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ) * آنان كه زيان كردند در آن نفسهاى خود را يعنى فطرت اصليه و عقول سليمهء خود را كه سرمايهء ايشان بود ضايع ساختند * ( فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ) * پس ايشان ايمان نيارند ذكر فا دلالت است بر آنكه عدم ايمان ايشان مسبب است از خسران ايشان چه ابطال عقل به جهت اتباع حواس و وهم و انهماك در تقليد و اغفال نظر مؤداى ايشان است باصرار بر كفر و امتناع از ايمان اگر گويند چگونه حقتعالى تحذير مشركان مىكند ببعث و حال آنكه ايشان تصديق او نميكنند جواب از اين آنست كه اين جارى مجراى الزام است و نيز حق سبحانه ذكر اين فرموده است بعد از دليل واضح بر تحقق آن اگر گويند كه چگونه نفى ريب كرده مطلقا و فرموده كه * ( لا رَيْبَ فِيه ) * و حال آنكه كافر مرتابست در آن و جواب آن است كه حق حق است اگر چه مبطل در آن مرتاب گشته و نيز دلايل مزيل ( شك و ريب ) است و از جمله نعم دنيا را محسن و مسيء داراست پس ناچار است از سرايى كه محسن از مسيء در آن متميز شود و غير آن از ادلهء عقليه كه در كلام مبرهن شده و چون بيان فرمود كه ملك سماوات و ارض مر خدايراست در عقب آن فرمود * ( وَلَه ) * و اين عطفست بر للَّه يعنى مر خدايراست * ( ما سَكَنَ ) * آنچه آرام دارد * ( فِي اللَّيْلِ وَالنَّهارِ ) * در شب و روز يعنى اوست مالك مكان و زمان و آنچه آن را فرا گرفته بدانكه سكن مأخوذ است از سكنى و تعديهء آن به فى هم چنان است كه در كريمه وَسَكَنْتُمْ فِي مَساكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُوا و معنى آن اينست كه ( ما اشتمل الليل و النهار عليه ) و يا مأخوذ از ( سكون اى ما سكن فيهما و ما تحرك ) پس اكتفاء ( باحد الضدين ) است از ديگرى * ( وَهُوَ السَّمِيعُ ) * و اوست شنواى همهء مسموعات
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 367
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٦٧