بوده است * ( عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ) * آخر كار تكذيب كنندگان يعنى نگاه كنيد در آثار امكنه ايشان كه بچه وجه حقتعالى ايشان را هلاك كرده است به عذاب استيصال تا از آن اعتبار گيريد و از كفر و طغيان بازايستيد و فرق ميان اين آيه و آيهء * ( قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ ) * آنست كه سير در آيهء ثانيه به جهت نظر است چه فا مقتضى آن است كه سير سبب نظر است و علت آن فكانه قيل سيروا لاجل النظر و لا تسيروا سير الغافلين بخلاف اولى و لهذا گفته كه معنى آن اباحهء سير است براى تجارت و غير آن و ايجاب نظر در آثار هالكان چه ثم براى تباعد است ميان كلام اول و ثانى كه مستلزم اباحهء اول و وجوب ثانيست * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) يعنى بپرس از ايشان از روى تبكيت كه * ( لِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * مر كه راست آنچه در آسمانها و زمينها است از روى خلق و ملك پس اگر جواب دهند كه مر خدايراست حجت لازم ايشان شود و اگر بر سبيل عناد و لجاج جواب ندهند * ( قُلْ لِلَّه ) * بگو از روى تقرير كه مر خداى راست يعنى باتفاق ما و شما مالك و خالق همه اينست نه غير او از اصنام و غير آن پس مستحق عبوديت او باشند نه ما سوى * ( كَتَبَ ) * نوشته است حقتعالى * ( عَلى نَفْسِه ) * بر ذات خود يعنى التزام نموده و بر خود لازم گردانيده است از روى لطف و تفضل و احسان * ( الرَّحْمَةَ ) * رحمت را مراد به آن همهء نعم معتد به است در دارين و از جملهء آنها هدايت بمعرفت خود و علم بتوحيد خود و نصب ادله و ازاحهء علت و اقدار و تمكين بر آن و انزال كتب و امهال كفار بر كفر و عدم استعجال عذاب تا يمكن كه ايمان آرند و يا از اولاد ايشان بگروند و نيز از جملهء رحمتست قبول توبه و عفو از معصيت و در احاديث آمده كه حقتعالى كتابى نوشته است و آن نزديك اوست فوق العرش مضمونش اينكه
ان رحمتى سبقت غضبى
و از كعب الاحبار منقولست كه اولين چيزى كه حقتعالى نوشت بر زبرجد و لؤلؤ و ياقوت بدون واسطهء قلم و مداد اين بود كه
انا لا إله الا اللَّه انا سبقت رحمتى غضبى
سلمان فارسى رحمه اللَّه روايت كرده كه حقتعالى راصد جزو رحمت است يك جزو از آن در دنيا منتشر شده و همهء نعم دنيويه از نتايج آن يك جزو است و نود و نه جزو كرم در خزانهء خود نهاده چون روز قيامت رسد اين يك جزو را با آن نود و نه جزو ضم كند و همه را بر سر گناه كاران بدارد و ايشان را بيامرزد و ميشايد كه مراد رحمت ذاتيه باشد كه رحمت مطلقه و امتنانيه نيز گويند و آن رحمتى است كه همه چيز را فرا رسيده و نتيجهء آن عطا دادنست بدون سابقهء سؤال و استدعا و رابطهء حاجت و استحقاق و از كلبى نقلست كه مراد آنست كه حقتعالى رحمت را بر نفس خود واجب گردانيده براى امت محمد صلَّى اللَّه عليه و آله به آنكه ايشان را تعذيب نكند نزد تكذيب
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 366
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٦٦