دانستن اين داناى سالك را بر آن دارد كه به اصلاح و تزكيهء اعمال مشغول شده از حضيض استيفاى حظوظ حيوانى بر ذروهء استيناس نعيم روحانى متصاعد گردد شعر
حيف باشد كه عمر انسانى
چو بهايم بخواب و خور گذرد
آدمى ميتواند ار كوشش
كز مقام فرشته درگذرد
بعد از آن خبر ميدهد از حال كفار كه در اول آيه مذكور شدهاند بقوله * ( وَما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ ) * و نميآيد به آن كافران آيتى * ( مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ ) * از آيات و حجج پروردگار ايشان كه ادلهء بينه است بر توحيد و يا معجزات هاديه بر صدق رسول مجيد چون انشقاق قمر و انقلاع شجر و تسبيح حصا در دست آن قدوه انبيا و يا نميآيد آيتى از آيات قرآن بر ايشان * ( إِلَّا كانُوا ) * مگر كه هستند * ( عَنْها ) * از آن آيات و معجزات * ( مُعْرِضِينَ ) * اعراض كنندگان و ترك نمايندگان نظر در آن و غير ملتفت به آن من اولى مزيده است براى استغراق و ثانيه براى تبعيض * ( فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ ) * پس بدرستى كه بدروغ داشتند حق را كه قرآن است * ( لَمَّا جاءَهُمْ ) * آن هنگام كه آمد بديشان اينكلام بمنزلهء امريست كه لازم ما قبل خود باشد گوييا ميفرمايد كه چون ايشان اعراض كردند از همهء آيات تكذيب كردند به قرآن در حينى كه بايشان آمد و يا در حكم دليل است بر ما قبل و معنى اينكه اعراض كردند از قرآن و تكذيب كردند همهء آن را و حال آنكه آن اعظم آياتست پس چگونه اعراض نكنند از غير آن و لهذا كلمهء فا بر آن مرتب ساخته است بقوله * ( فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ ) * پس زود باشد كه بيايد بديشان يعنى ظاهر شود بر ايشان * ( أَنْباءُ ما كانُوا بِه ) * خبرهاى آنچه بودند كه در آن * ( يَسْتَهْزِؤُنَ ) * استهزا مىكردند و بوقوع آن نميگرويدند معنى استهزا ابهام تفخيم است در معنى تحقير و ظهور آن در دنيا بوقت نزول عذاب بود بر ايشان يا هنگام ارتفاع رايات اسلام و اقتدار و شوكت ملازمان سدهء سينهء خير الانام صلَّى اللَّه عليه و آله و ظهور آن در آخرت بر كافران در كمال ظهور است بعد از آن تحذير ايشان مىكند به آنچه بر امم سالفه نازل شد و ميفرمايد كه * ( أَ لَمْ يَرَوْا ) * آيا نديدند و ندانستند همزه براى تقرير است يعنى البته دانستند كه ما به قوت قهاريت * ( كَمْ أَهْلَكْنا ) * چند هلاك كرديم * ( مِنْ قَبْلِهِمْ ) * پيش از ايشان * ( مِنْ قَرْنٍ ) * از گروه گذشتگان يعنى اهل زمانى كه در آن پيغمبرى بود و يا نايب مناب او و قرن عبارت از مدت اغلب اعمار مردمان كه هفتاد سالست و نزد بعضى ديگر ( هشتاد ) سالست و اصح آنست كه قرن اهل هر عصرىاند كه ميان ايشان پيغمبرى بوده باشد يا نايب او و اگر چه علما باشند خواه