تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
آورده كه ذكر ثم بجهة افادهء تعجيب مؤمنانست و وجه تعجب آن است كه كفار با آنكه معترفند به آنكه اصول نعم از او سبحانه است و او خالق و رازق همه است عبادت غير او ميكنند و نقض آن چيزى ميكنند كه معترفند به آن و مثل اين است قوله ثم انتم تمترون كه بعد از اين آيه مذكور است * ( هُوَ الَّذِي ) * اوست آن كسى كه * ( خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ) * بيافريد شما را از گل يعنى ابتداى خلق شما كرد از آنچه آن مادهء اولى است و آدم ابو البشر است از آن مخلوقست و گويند در كلام مضافى مقدر است اى خلق اباكم يعنى آفريد پدر شما را از گل * ( ثُمَّ قَضى أَجَلًا ) * پس حكم كرد مدتى را كه چون بسر آيد مرك برسد مراد اجل موت است * ( وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَه ) * و مدتى كه نام برده شده و معين و مقرر گشته نزديك او است يعنى اجل قيامت كه كسى علم به آن ندارد و بعد از انقضاء آن قيام قيامت است پس اجل اول ما بين خلق و موتست و ثانى ما بين موت و بعث كه آن را برزخ گويند چه اجل را اطلاق ميكنند به آخر مدت و اطلاق بهمهء آن نيز ميكنند و ميتواند بود كه مراد از آن آخر مدت باشد و گويند اجل اول حياتست و ثانى موت و يا اول لمن مضى است و ثانى لمن بقى و يأتى و يا اول اجل دنيا است و دويم اجل آخرت و قوله اجل نكره است تخصيص يافته بصفت و لهذا مستغنى شده از تقديم خبر و استيناف به آن جهت تعظيم است و لهذا تنكير آن نموده و مسمى را وصف آن گردانيده اى ( مثبت معين لا يقبل التغير ) و از اين اخبار فرموده به آنكه از نزد حقتعالى است و علم و قدرت غير او در آن دخلى ندارد و محتملست كه استيناف به آن جهت آن باشد كه آن مقصود است در بيان زيرا كه حشر و نشر كه مدار ترتب ثواب و عقابست بر آن منوط است * ( ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ ) * پس شما شك مياريد در بعث يعنى بعد از آنكه ثابت شد كه به دو خلق از او است پس شك نبايد كرد كه معاد خلق بدوست حاصل كه اين استبعاد است بر امتراى ايشان را بعد از ثبوت آنكه او خالق ايشان است و خالق اصول ايشان و محيى ايشان تا بحين اجال ايشان چو هر كه قادر است بر خلق مواد و جمع آن و ابداع حياة در آن و ابقاى آن تا وقت حلول آجل ايشان هر آينه اقدر خواهد بود بر جمع آن مواد و احياى آن ثانيا پس آيهء اولى دليل توحيد است و ثانيه دليل بعثت و امت را كه بمعنى شك شايع است در اصل از براى امرى موضوع است كه آن استخراج لبن است از ضرع در حينى كه خروج آن مشكوك فيه باشد و بدانكه اجل نزد ما عبارت است از حلول موت خواه بحتف انف بميرد يا بسببى ديگر مانند قتل و غرق و حرق و غير آن و اختلافست در آنكه اگر بسبب قتل مثلا هلاك نشدى او زنده بماندى يا على الفور به مردى بعضى به اول قايلند و بعضى بثانى و حق آنست كه در آن صورت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 360 | الملا فتح الله الكاشاني