مر خداى را كه خلق كرد آسمان را و زمين را * ( وَجَعَلَ الظُّلُماتِ وَالنُّورَ ) * و پيدا كرد تاريكيها و روشنايى را اين رد قول مجوس است كه گفتند اللَّه خالق نور است و شيطان آفريننده ظلمت پس به جهت رد قول ايشان فرمود كه نور و ظلمت هر دو مخلوق منند و نزد اكثر مراد از ظلمت و نور شب و روز است و گفتهاند كه آن جهل و علم است و يا نار و جنت و اينقول قتاده است و بدانكه فرق ميان جعل و خلق كه متعدى بيك مفعول باشد آنست كه در خلق معنى تقدير است و در جعل تضمين كانه قال ( قدر السماوات و الارض ضمن فيه ظلمات و النور ) و لهذا احداث نور و ظلمت بجعل معبر گشته تا تنبيه باشد بر آنكه نور و ظلمت قايم بنفس خود نيستند هم چنان كه زعم ثنويه است و اگر خلق دو مفعوليست بمعنى تصير است كقوله جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً و جمع ظلمات به جهت كثرت اسباب آنست و اجرام حامله آن چه هيچ جنسى نيست از اجناس اجرام الا كه او را ظلى هست و ظل آن ظلمت است بخلاف نور كه از جنس واحد است كه نار است و تقديم ظلمات به جهت تقديم آنست بر نور در خلق چنان كه از قتاده روايت است كه حقتعالى اول ظلمت را آفريد و بعد از آن نور هم چنان كه اول دوزخ را آفريده و بعد از آن بهشت و نخست آسمانها خلق فرمود و بعد از آن زمين را و در انوار گفته كه تقديم آن به جهت تقديم اعدام است بر ملكات و عدم ملكه مانند عمى كه عدم صرف نيست تا جعل به او متعلق نشود و در بحر الحقايق آورده كه بيافريد آسمان دل و زمين نفس را و پيدا كرد ظلمات نفوس را از صفات بهيمى و حيوانى و اخلاق سبعى شيطانى و ظاهر ساخت نور قلوب از اوصاف ملكى روحانى و اخلاق ملك ربانى * ( ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ ) * عطف است بر قوله * ( الْحَمْدُ لِلَّه ) * و معنى اينكه حقتعالى حقيق و حرى است به حمد بر آنچه آفريده براى نعمت بر عباد پس با اينهمه نعم مخلوقه براى ايشان آنان كه كافر شدند بپروردگار خود * ( يَعْدِلُونَ ) * عدول مىكنند از او بعبادت غير او از اوثان و يا آنكه برابرى ميكنند بپروردگار خود بتان را كه از جمادند و كفران نعمت او ميكنند و ملخص معنى آنست كه حقتعالى خلق اين اشيا كرده و آن را اسباب تكون و تعيش ايشان گردانيد پس از حق آن اينست كه بر آن حمد كنند و كفران نكنند پس ايشان برابرى ميكنند به او آن چيزى كه قادر نيست بر آفريدن شيء از آن و معنى ثم استبعاد عدول ايشانست بعد از بيان وضوح اين آيات پس بنا بر معنى اول با متعلق است به كفروا و صلهء يعدلون محذوف اى يعدلون عنه تا انكار بر نفس فعل واقع شود و بنا بر معنى ثانى متعلق است به يعدلون و معنى اينكه الكفار يعدلون بربهم الاوثان اى يسوونها به و در مجمع
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 359
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٥٩