تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
با وى خطاب كرد بر سبيل انكار و استعظام كه اى عيسى بن مريم * ( أَ أَنْتَ قُلْتَ ) * آيا تو گفتى * ( لِلنَّاسِ ) * مر مردمان را كه * ( اتَّخِذُونِي وَأُمِّي ) * فرا گيريد مرا و مادر مرا * ( إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّه ) * دو خداى بدون خداى به حق و معبود مطلق هم چنان كه عرف جاريست بر آنكه كسى كه بر غير دعواى قولى مىكند در حضور مدعى عليه به او ميگويد كه ( عانت قلت هذا القول ) به جهت تكذيب قايل آن و بدانكه جار و مجرور صفت الهين است يا صفت * ( اتَّخِذُونِي ) * و معنى دون يا مغايرة است به جهت تنبيه بر آنكه عبادت خدا با عبادت غير او به منزلهء لا عبادتست پس هر كه جمع كند عبادت او را با عبادت عيسى و مريم در حكم آنست كه آن هر دو را پرستش كرده نه او را و يا معنى آن قصور است چه اعتقاد نداشتند كه عيسى و مريم مستقل باشند باستحقاق عبادت بلكه زعم ايشان آنست كه عبادت عيسى و مريم متوصل است بعبادت خداى و كانه قيل ( اتخذونى و امى الهين متوصلين بنا الى اللَّه ) * ( قالَ ) * گفت عيسى * ( سُبْحانَكَ ) * تنزيه مىكنم ترا از شرك تنزيه كردنى * ( ما يَكُونُ لِي ) * نسزد و نشايد مرا * ( أَنْ أَقُولَ ) * آنكه بگويم * ( ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ) * آن چيزى را كه سزاوار نباشد مرا گفتن آن * ( إِنْ كُنْتُ قُلْتُه ) * اگر بوده‌ام كه گفته‌ام آن را * ( فَقَدْ عَلِمْتَه ) * پس بدرستى كه تو دانستهء آن را * ( تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي ) * تو ميدانى آنكه پنهان ميكنم آن را در نفس خود هم چنان كه ميدانى آنچه را كه آشكارا ميكنم * ( وَلا أَعْلَمُ ) * و من نه ميدانم * ( ما فِي نَفْسِكَ ) * آنچه اخفاى آن مىكنى از معلومات خود و قوله فى نفسك مشاكله است و اين از فصيح كلام است و غرض از آن اخفا است و استعمال آن در اخفا شايع است و گويند مراد بنفس ذات است يعنى آنچه در ذات من است ميدانى و من نميدانم آنچه در ذات تو است * ( إِنَّكَ أَنْتَ ) * بدرستى كه تو * ( عَلَّامُ الْغُيُوبِ ) * داناى پوشيده هايى اين تقرير جملتين است باعتبار منطوق و مفهوم بعد از آن به جهت تصريح بنفى مستفهم عنه بعد از تقديم ( ما يدل عليه ) گويد كه * ( ما قُلْتُ لَهُمْ ) * نگفتم مر ايشان را يعنى امت خود را * ( إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِه ) * مگر آنچه تو امر كردى مرا به آن كه بايشان گويم * ( أَنِ اعْبُدُوا اللَّه ) * آن كه بپرستيد خداى را * ( رَبِّي وَرَبَّكُمْ ) * كه پروردگار من و پروردگار شما است يعنى گفتم كه من ( مربوبم ) و مخلوق و نه رب و خالق و در انوار گفته كه ان اعبدوا اللَّه عطف بيان ضمير است كه در ربه است و يا بدل از آن و آن شرط بدل نيست جواز طرح مبدل مطلقا تا لازم آيد از آن بقاى موصول بدون راجعى يا آنكه خبر مبتدا است يا مفعول محذوف يعنى هو يا اعنى ان
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 354 | الملا فتح الله الكاشاني