ياسر مرويست كه حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود كه
نزلت المائدة خبزا و لحما
و از ابى جعفر عليه السّلام روايت كردهاند كه بر آن هفت نان بود و هفت ماهى مردمان از اول تا آخر از آن خوردند و هنوز باقى مانده بود و عطاء بن سايب از راذان و ميسره روايت كرده كه در آن مايده همه چيزها بود مگر گوشت و سعيد بن جبير از ابن عباس نقل مىكند كه همهء الوان اطعمه در آن بود غير از نان و گوشت و عطا گفته كه غير از سمك و لحم و عطيهء عوفى بر آنست كه بر آن سمكهء بود كه در آن طعم همهء الوان طعام بود و عمار و قتاده گفتهاند كه بر آن ثمرات بهشت بود و نزد يمان بن ريان مردمان از آن ميخوردند آن قدر كه ميخواستند و از قتاده روايت است كه صبح و شام بر ايشان نازل ميشد مانند من و سلوى كه بر بنى اسرائيل مىآمد و از سلمان فارسى روايتست كه حقتعالى دو ابر فرستاد سفرهء سرخ در ميان نهاد آن چنان به زمين نزديك ميشدند تا قريب بحواريان شده سفره از آنها جدا شده نزد حواريان بر زمين آمد عيسى عليه السّلام بگريه افتاد و گفت
اللهم اجعلنا من الشاكرين
و بعد از آن فرمود خدايا اين خوان را رحمت گردان و عقوبت مگردان يهودان بتعجب در آن مينگريستند و بوى آن را كه خوشترين بويها بود ميشنيدند عيسى عليه السلام گفت كه هر كه عمل او نيكوتر است بايد برخيزد و دستار از روى اين خوان بردارد شمعون صفا گفت يا روح اللَّه تو اولىترى پس عيسى عليه السلام وضو ساخت و نماز گذارد و بگريست و گفت بسم اللَّه خَيْرُ الرَّازِقِينَ و منديل از سر سفره برداشت خوانى ظاهر شد آراسته و بر او ماهى بريانى كه پوست و خار نداشت و روغن ازو ميچكيد و نزديك سر آن نمك بود و نزديك دم آن سركه و بر حوالى آن ترها مگر كه گندنا نبود و پنج گرده بر آن خوان نهاده بر يكى زيتون و بر ديگرى عسل و بر ديگرى روغن و بر چهارم پنير و بر پنجم قديد شمعون كه خليفهء عيسى بود برخاست كه يا روح اللَّه اين از طعام دنيا است يا از طعام آخرت عيسى فرمود كه از هيچكدام نيست طعامى است كه حقتعالى بقدرت خود ايجاد آن كرده پس بخوريد آنچه طلب كردهايد و شكر گوئيد تا نعمت زياد شود گفتند يا روح اللَّه اگر در اين آيتى بما نمايى موجب ازدياد يقين ما شود عيسى عليه السلام به آن ماهى بريان فرمود زنده شو بفرمان خداى فى الحال بجنبش درآمد ايشان چون ديدند بترسيدند و گفتند كه دعا كن تا باز به حال اولى شود عيسى فرمود كه تعجب است از شما كه طلب چيزى ميكنيد چون بشما ميدهد منكر و كاره آن ميشويد پس دعا كرد تا باز همان ماهى بريان شد پس يهوديان گفتند كه يا عيسى اول تو اين را بخور عيسى فرمود معاذ اللَّه اين آن كس خورد كه طلبيده ايشان از تهديد ربانى ترسان شده از آن ماهى بريان و مايده نخوردند و عيسى فرمود تا درويشان و معلولان و بيماران را طلبيدند و فرمود بخوريد هزار و سيصد تن از آن بخوردند و از آنچه بر خوان
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 352
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٥٢