ايشان و حلف ايشان بر عدم علم و قوله * ( يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّه الرُّسُلَ ) * متعلق است به لا يهدى يعنى راه ننمايد خداى فاسقان را در روزى كه جمع كند خداى فرستاده گان را و گويند كه اين بدل اشتمال مفعول اتقوا است يعنى بترسيد از اين روز و يا مفعول اسمعوا است بر حذف مضاف اى و اسمعوا خبر يوم الجمعة و يا منصوبست باضمار اذكر يعنى ياد كن روزى را كه فراهم آرد خداى پيغمبران خود را * ( فَيَقُولُ ) * پس گويد مر ايشان را كه اى فرستاده شدگان * ( ما ذا أُجِبْتُمْ ) * بچه چيز اجابت كردند شديد يعنى وقتى كه شما قوم خود را بتوحيد دعوت كرديد ايشان بچه چيز اجابت كردند و جواب دادند در انوار گفته كه اذا در موضع مصدر است بمعنى اى اجابة اجبتم و يا بحذف جار يعنى باى شيء اجبتم و بر هر تقدير سؤال براى اداى شهادت انبياء است بر قوم و يا براى توبيخ و تخجيل قومست هم چنان كه سؤال موؤدة براى توبيخ وائد و لهذا * ( قالُوا ) * گويند پيغمبران كه * ( لا عِلْمَ لَنا ) * هيچ علمى نيست ما را به آنچه تو ندانى يعنى هيچ دانشى نيست ما را به چيزى مگر آنكه علم تو محيط است به آن و آن را ميدانى و به از ما ميدانى * ( إِنَّكَ ) * بدرستى كه تو * ( أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ) * تويى دانندهء نهانيها پس مىدانى كه چه اجابت كردند بر زبان و چه ظاهر كردند و چه در دل پنهان داشتند يعنى ما را به باطن احوال ايشان كه ثواب و عقاب بر آن مترتب مىشود علمى نيست و يا مىدانى كه با ما چه چيز را اجابت كردند و چه چيز را انكار كردند در اين تشكى شكايت است از ايشان ورد امر بعلم او به آنچه مكايده كردند و رنج كشيدند از ايشان و گويند معنى آنست كه هيچ علمى نيست ما را در جنب علم تو چه علم ما قياس با علم تو عدم محض است و يا علمى نيست ما را به آنچه احداث كردند بعد از ما و حكم مر خاتمهء عمل راست و مىشايد كه از عظم هول آن روز چنين گويند چه به جهت آن هر چه دانند فراموش كنند يا چون اينسخن بشنوند جواب نتوانند گفت و در مجمع آورده كه در تفسير اين پنج قولست يكى آنكه بجهة فرط اهوال آن روز قلوب از مواضع خود زايل شوند و بعد از رجوع قلوب بمواضع خود گواهى دهند براى مصدقان خود بر مكذبان خود پس به جهت هول قيامت افهام از ايشان مسلوب شود و گويند لا علم لنا و اينقول ابن عباس و حسن و مجاهد و سدى و كلبى است و مختار فرا دويم آنكه علم ما مانند علم تو نيست زيرا كه تو باطن ايشان را مىدانى و ما علم به ظاهر احوال ايشان داريم و از باطن ايشان كه مدار و مرجع ثواب و عقابست بيخبريم و اين قول حسن است بروايت ديگر و مختار جبائى و قول اول را جبائى انكار كرده است و گفته جايز نيست ذهول انبيا از اهوال قيامت زيرا كه حقتعالى فرموده لا يَحْزُنُهُمُ
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 346
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٤٦