تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
دست ايشان يافتند و در ميان ايشان و ورثه بديل در آن باب مجادله از حد اطناب گذشت و ايشان ميگفتند كه اين ظرفرا از بديل خريده بوديم اما بسبب آنكه ما را بينه نبود اقرار نكرديم ديگر باره بمجلس اشرف سيد عالم صلَّى اللَّه عليه و آله مرافعه عرض كردند آيه آمد كه * ( فَإِنْ عُثِرَ ) * پس اگر اطلاع يافته شود * ( عَلى أَنَّهُمَا ) * بر آنكه دو گواه * ( اسْتَحَقَّا إِثْماً ) * كسب كرده‌اند فعلى را كه موجب اثم است كه آن خيانت است و بسبب آن مستحق اثم شده‌اند * ( فَآخَرانِ ) * پس دو گواه ديگر * ( يَقُومانِ مَقامَهُما ) * برخيزند بجاى آن دو خاين * ( مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ ) * از قول آنان كه روا داشته شده است بر ايشان اثم پس ضمير راجع باثم است و مراد به آن خيانتست كه آن دو گواه را واداشته بر اهل ميت به جهت خيانت در مال موصى به كه حق ايشان است و تسميهء آن باثم به جهت آن است كه مستلزم و مستعقب اثم است و قوله * ( الأَوْلَيانِ ) * صفت الذين است يا بدل آن يعنى از آنان كه متقدماند بر اجابت در شهادت به جهت احقيت ايشان بقرابت و كثرت معرفت بمال موصى مراد اولياى ميتاند و حفص استحق بصيغهء معلوم ميخواند و اوليان كه تثنيهء اسم تفضيل است يعنى از آنان كه استحقاق دارند از موصى به كه بر ايشان رد كنند و آنها احق و اولىاند بشهادت از آن دو بيگانه زيرا كه خويشانند و شناساترند بحقيقت امر ايشان و بنا بر اين اوليان خبر مبتداى و يا مبتداى آن محذوف باشد اى هما الاوليان و يا خبر آخران و يا بدل از آن و يا بدل از ضمير يقومان و بر هر تقدير دو گواه برخيزند فَيُقْسِمانِ بِاللَّه پس سوگند خورند بخداى مضمون اين كه ( لشهادتنا أحق من شهادتهما ) هر آينه گواهى ما سزاوارتر است از گواهى دو تن كه قبل از اين گواهى داده‌اند و اولى بقبول * ( وَمَا اعْتَدَيْنا ) * و ما ستم نميكنيم و از حد در نميگذريم در اين گواهى * ( إِنَّا إِذاً ) * بدرستى كه ما آن هنگام كه چنين كنيم * ( لَمِنَ الظَّالِمِينَ ) * از ستمكاران باشيم كه وضع باطل كرده‌اند در موضع حق و يا ستمكار بر نفس خود اگر اعتدا كرده باشيم از اين پس حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود تا عمرو عاص و مطلب بن ابى وداعه برخواستند و سوگند خوردن به خدا بعد از صلاة عصر كه اين انا حق بديل بوده و ايشان خيانت كرده‌اند بعد از آن حضرت حكم فرمود تا آنكه انا را بورثهء بديل دادند * ( ذلِكَ ) * اين حكم كه مذكور شد يا تحليف شاهد * ( أَدْنى ) * اقربست و ادعى * ( أَنْ يَأْتُوا ) * به آنكه بيايند گواهان * ( بِالشَّهادَةِ ) * بگواهى دادن * ( عَلى وَجْهِها ) * بر طريق آن يعنى بر مثل آنچه حكم