تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
الْفَزَعُ الأَكْبَرُ و فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ و ممكن است كه جواب از اين دهند به آنكه فزع اكبر از دخول نار است و قوله لا خوف عليهم بمنزلهء بشارتست از نجات از اهوال آن روز مثل آنكه مريض را گويند ( لا باس عليك و لا خوف عليك ) سيم آنكه معنى آنست كه حقيقتى نيست مر علم ما را زيرا كه در وقت حياة خود علم بافعال ايشان داشتيم و آنچه بعد از وفات ما از ايشان واقع شده علم به آن نداريم و جزا و ثواب واقع نميشود مگر بر خاتمهء عمل كه بر آن مرده باشند و اينقول ابن انباريست ( چهارم ) آنكه مراد آنست كه لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا و حذف آن به جهت دلالت كلام است بر آن و اينقول منقولست از ابن عباس بروايت ديگر پنجم آنكه مراد تحقيق فضيحت ايشان است يعنى تو به حال ايشان از ما داناترى و احتياجى نيست ترا بشهادت ما و صيغهء علام براى مبالغه است نه تكسير و ميتواند بود كه مراد به آن تكثير معلوم باشد و معنى مراد اينكه ( انت تعلم ما غاب و ما بطن و نحن نعلم ما نشاهد ) و در اين آيه دلالت است بر اثبات معاد و حشر و نشر و قوله * ( إِذْ قالَ اللَّه ) * بدل يوم يجمع است و صيغهء ماضى بطريق تحقق وقوع است بر طريقهء نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ و معنى آنست كه حقتعالى توبيخ كفره نمايد در روز قيامت بسؤال رسل از جانب ايشان و تعديد آنچه اظهار كرده بديشان از آيات پس تكذيب ايشان كردند طايفهء و ايشان را سحره نام كردند و طايفهء ديگر غلو كردند در ايشان و ايشان را الههء خود گرفتند و ميتواند بود كه منصوب باشد باضمار اذكر يعنى ياد كن چون حقتعالى گويد * ( يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ) * اى عيسى كه پسر مريمى * ( اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ ) * ياد كن نعمت مرا كه افاضه كرده‌ام برتو * ( وَعَلى والِدَتِكَ ) * و بر مادر تو * ( إِذْ أَيَّدْتُكَ ) * ظرف نعمتى است يعنى نعمت دادم ترا در وقتى كه تقويت كردم ترا و يا حالست از آن يعنى در حالتى كه نيرومند گردانيدم ترا * ( بِرُوحِ الْقُدُسِ ) * بجبرئيل يا به كلامى كه بدان احياى دين كردى يا احياى نفس كردى بحيات ابديه و گويند مراد به آن انجيل است * ( تُكَلِّمُ النَّاسَ ) * سخن مىكردى با مردم * ( فِي الْمَهْدِ ) * در حالتى كه كاين بودى در گهواره و اين معجزهء تو بود * ( وَكَهْلًا ) * و در حالت كهولت يعنى كلام تو در كهولت و طفوليت بر وجه فصاحت و بلاغت بود غرض الحاق حال اوست در طفوليت به حال كهولت در كمال عقل و تكلم و بدين آيه استدلال كرده‌اند بر نزول عيسى عليه السّلام چه باتفاق علما قبل از سن كهولت به آسمان رفته و در همان سن نازل خواهد شد و در زمين بسن كهولت خواهد رسيد * ( وَإِذْ عَلَّمْتُكَ