تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
هفت سر آمدند كه [ مجموعا ] هفتاد سر بود . ( 1 ) [ ابن زياد ] اجازهء ورودشان را به قصر داد . آنان را وارد قصر كرد و به مردم إذن ورود داده شد . من در ميان واردين داخل [ قصر ] شدم ، [ ناگاه ديدم ] سر حسين [ عليه السّلام ] پيش روى [ ابن زياد ] قرار گرفته ، و با چوبدستى به بين دندانهاى ثنايايش مىزند . وقتى زيد بن ارقم آن [ صحنه ] را ديد نتوانست از چوبدستى زدن ابن زياد [ به دندانهاى حسين ] بگذرد . گفت : اين چوبدستى را از آن دندانها بردار ! قسم به كسى كه الهى غير او نيست خودم ديدم دو لب رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر اين دو لب قرار گرفته و آن دو را مىبوسيد ! بعد آن پير [ زيد بن ارقم ] به شدت گريست . ابن زياد گفت : خدا دو ديده‌ات را گريان بدارد ! و الله اگر پير خرفتى كه عقلش زايل شده است نبودى ، گردنت را مىزدم ! [ زيد بن ارقم ] برخاست و بيرون رفت . . . در حالى كه مىگفت : برده‌اى ، « 1 » برده‌اى ، را به شاهى گمارد ، و او مردم را به بازيچه گرفت ! شما اى جمعيت عرب بعد از امروز برده خواهيد شد ! چرا كه پسر فاطمه را كشتيد و پسر مرجانه [ ابن زياد ] را حاكم كرديد ! او بزرگانتان را خواهد كشت و اشرارتان را به بردگى خواهد گرفت ، به ذلت و خوارى رضا داده‌ايد ! دور باد كسى كه به خوارى و ذلت راضى شود ! وقتى بيرون رفت ، شنيدم مردم مىگفتند : و الله زيد بن ارقم حرفى زد كه اگر ابن زياد مىشنيد او را مىكشت ! « 2 »
هامش
( 1 ) منظور اينست كه يزيد كه برده‌اى بيش نيست ابن زياد را به پادشاهى كوفه گمارد . وجه برده خوان يزيد اينست كه جدش ابو سفيان و پدرش معاويه از آزادشدگان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودند چرا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم طبق دستورات اسلامى پس از فتح مكه مىتوانست آنان را به بردگى بگيرد ولى بر اساس مصالحى چنين نكرد و آنان را عفو نمود ، فرمود : « أنتم الطلقاء » : شما آزاديد ! از اين رو يزيد كه فرزند كسى بود كه روزى به بردگى رفته بود برده محسوب مىشده ، چرا كه طبق دستور اسلام فرزند عبد هم عبد به حساب مىآيد . ( 2 ) تاريخ طبرى ، 5 / 456 ، به نقل از أبى مخنف از سليمان بن أبى راشد از حميد بن مسلم ، با كمى جابجايى و ادامه پاورقى در صفحه بعد شيخ مفيد جريان اعتراض زيد بن ارقم به ابن زياد را بدون ذكر سخنانى كه هنگام خروج از مجلس گفته است نقل نموده است ، ر ك : ارشاد ، 2 / 114 .
مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 194 | جواد سليمانى / أبو مخنف الأزدي