دلالت دارد يا ندارد ؟ اگر دلالت داشته باشد مستلزم اينست كه : دال و مدلول متحد باشند ، يعنى :
( ز ، ى ، د ) هم دال باشد و هم مدلول ، كه اين امر محال است .
و اگر دلالت نداشته باشد مستلزم اينست كه : قضيه مزبور موضوع نداشته باشد چرا كه لفظ موضوع بر معنايش دلالت ندارد .
در نتيجه قضيه از دو جزء تركيب شده باشد ، و بطلان اين امر نيز بديهى است .
* چرا چنين تركيبى باطل است ؟
زيرا يك جزء آن محمول و جزء ديگرش نسبت است و نسبت نيز بدون طرفين يعنى :
موضوع و محمول تحقق نمىيابد .
* قبل از بيان دوبارهء اشكال صاحب فصول مقدمة بفرماييد در باب دلالت چه امورى مطرح است و معناى هريك چيست ؟
سه چيز مطرح است : دال ، مدلول ، دلالت .
دال عبارتست از چيزى كه مرات و حكايتگر چيز ديگرى است .
مدلول ، آن چيزى است كه بواسطهء دال ، حكايت مىشود .
دلالت ، همان كشف و حكايت است .
* به كدام يك از دال و مدلول و يا حاكى و محكى نظر الى و يا استقلالى مىشود ؟
به حاكى يا دال نظر آلى مىشود و به محكى يا مدلول نظر استقلالى ، چرا كه حاكى يا دال در محكى يا مدلول فانى مىشود .
* وجود بر چند قسم است ؟
بر چهار قسم است : 1 - خارجى ، 2 - ذهنى ، 3 - لفظى ، 4 - كتبى .
* آيا قضيّه نيز از اين مراتب مختلفه وجود برخوردار است ؟
بله ، قضيه نيز داراى : 1 - وجود لفظى ، 2 - وجود كتبى ، 3 - وجود خارجى ، 4 - و وجود ذهنى است .
* وجود لفظى قضيّه چيست ؟
همان الفاظى است كه بعنوان موضوع و محمول از لسان متكلم خارج مىشود و به آن قضيّه لفظيه مىگويند . مثل : زيد يضحك .
* وجود كتبى قضيّه چيست ؟
هر قضيهاى است كه در هر كتابى نوشته شده و يا مىشود .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٩٨