* وجود خارجى قضيّه چيست ؟
رابطهاى است كه در خارج ميان زيد و يضحك وجود دارد .
* وجود ذهنى قضيّه چيست ؟
تعقل هركسى است از قضيّهاى كه داراى موضوع ، محمول و رابطه است ، يعنى تعقل يا تصور ، زيد ، ضحك و رابطهء ميان اين دو در ذهن ، همان وجود ذهنى قضيه است كه از آن به قضيّهء معقوله تعبير مىشود .
* نكتهء قابل توجه و مشترك ميان همهء قضايا چيست ؟
اينست كه : هر قضيهاى داراى سه جزء است ، يعنى : موضوع ، محمول و نسبت ميان موضوع و محمول .
پس : قضيه يكجزئى و يا دوجزئى وجود ندارد .
* با توجه به مقدمات فوق اشكال صاحب فصول به اطلاق اول از اطلاقات سهگانه چيست ؟ به لسان ساده ، همراه با مثال آن را تبيين كنيد .
اشكال صاحب فصول بر اطلاق مزبور اينست كه :
جنابعالى كه فى المثل مىگويى : زيد لفظ و قضيه درست مىكنيد و مىگوييد از زيد ، خود همين ( زيد ) ملفوظ را اراده مىكنيد . آيا حيثيت دلاليّت آن و حكايت آن از خودش را نيز لحاظ مىكنيد يا نه ؟
به عبارت ديگر :
آيا ( زيد ) را مع الدلالة و الحكاية موضوع قرار مىدهيد ؟ يا اينكه بدون دلالت و حكايت آن را موضع قرار مىدهيد ؟
اگر مع الدلالة و الحكاية آن را موضوع قرار دهيد ، مستلزم اتحاد حاكى و محكى و به عبارت ديگر دال و مدلول است . چرا كه ( زيد ) هم دال است و هم مدلول ، و حال آنكه چنين اتحادى محال است .
و اگر بدون لحاظ حيثيت دلالت و حكايت آن را موضوع قرار دهيد مستلزم دوجزئى بودن قضيه معقوله و محكيّه شماست ، اگرچه قضيه لفظيه و حاكيهء شما جزء دارد . چرا ؟
زيرا : موضوع كه زيد است ، وجودش كالعدم است و حاكى از چيزى نيست در نتيجه : معقول و يا صورت ذهنيّهاى هم ندارد . آنچه مىماند محمول و نسبت حكميه است ، نسبت حكميه نيز بدون وجود طرفين محقق نمىشود .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٩٩