تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
* به عنوان مقدمه بفرماييد صفات خارج از ذات ( يا اعراض مفارقه ) خود بر چند قسم‌اند ، با ذكر مثال و توضيحات كافى تقسيم‌بندى كنيد ؟ بر سه دسته‌اند : 1 - اعراض و صفات خارج از ذات كه حقيقتا در خارج موجودند و مابازاى خارجى دارند ، مثل : بياض ، سواد - قيام ، قعود . 2 - اعراض و صفات خارج از ذاتى كه انتزاعى هستند ، يعنى در خارج وجود ندارند به عبارة ديگر مابازاى خارجى ندارند ، لكن منشا انتزاعشان در خارج است . مثل : فوقيّت ، تحتيّت . 3 - اعراض و صفات خارج از ذاتى كه : نه مابازاى خارجى دارند و نه منشا انتزاع خارجى ، بلكه از امور اعتبارى هستند ، يعنى صرفا در عالم اعتبار و لحاظ موجودند و مادامىكه معتبر آن‌ها را اعتبار كند ، هستند و الا موجوديّت ندارند . مثل : مالكيت محمد نسبت به عبايش يا زوجيّت ، حرّيّت . * حاصل و نتيجهء مطلب چيست ؟ اينست كه : هر سه قسم از اعراض مفارقهء فوق داخل در محل نزاع هستند . پس : قسم سوم از سؤال قبلى + اين سه قسم - محل نزاع مىباشند . * مشتق در اصطلاح نحويين به چه معناست ؟ منظور نحوى به‌طور عام كه شامل صرفيون هم مىشوند است . هر لفظى كه از لفظ ديگر گرفته شود و به ترتيب مشتمل بر حروف اصلى آن باشد مشتق ناميده مىشود . مثل : ضارب كه از ضرب و كاتب كه از كتب و معلّم كه از علم . * مشتق در اصطلاح اصوليين به چه معناست ؟ هر وصف عنوانى كه حكايت‌كننده از ذات باشد و به خاطر يك خصوصيتى و صفتى كه در آن ذات است برآن حمل مىشود ، كه آن صفت دو ويژگى دارد : 1 - اولا : خارج از ذات است . 2 - ثانيا : قابل زوال است . 3 - ثالثا : با از بين رفتنش ذات از بين نمىرود ، مثل : الانسان كاتب
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 565 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى