تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
هم متصف به آن نبوده بلكه در آينده متلبس به اين صفت خواهد شد ، مثل : محمّد بعدا به مسافرت خواهد رفت ، لكن ما مىگوييم : محمد مسافر . 3 - گاهى فعليت صدق مربوط به گذشته ، تلبس فى الحال است . يعنى : استعمال مشتق در ذاتى كه اكنون بالفعل متصف به صفت عنوانى نيست بلكه در گذشته متصف به صفت مورد نظر بوده ، و اكنون اين تلبس از او سپرى شده ، مثل : درحالىكه زيد به مسافرت رفته و برگشته مىگوييم : زيد مسافر . * استعمال مشتق در كدام قسم از موارد مذكور حقيقى و در كدام مورد مجازى است ؟ بالاتفاق الف : استعمال مشتق در قسم اول حقيقى است . ب : استعمال مشتق در قسم سوم مجازى است . * انما الكلام در كجاست ؟ در قسم دوم است كه آيا : ملحق به قسم اول است ؟ يا ملحق به قسم دوم است ؟ * پاسخ مطلب چيست ؟ اينست كه : 1 - اشاعره و متقدمين از شيعه ؛ برآنند كه مشتق در ما تلبس ( قسم اول ) و ما انقضى عنه التلبس ( قسم دوم ) حقيقت است . 2 - معتزله و متأخرين از اماميّه ؛ برآن‌اند كه مشتق در ما تلبس ( بالمبدا فى الحال ) حقيقت است و در ما انقضى ( عنه التلبس ) مجاز است . نكته : از نظر آخوند ( ره ) قول دوم صحيح است . لكن : قبل از استدلال بر صحت مطلب فوق بايد محل نزاع را تعيين كنيم و موضع : نفى و اثبات را مشخص سازيم ، آن‌هم به يك مثال . در روايات وارد شده كه « وضو گرفتن يا غسل كردن با آبى كه مسخّن بالشّمس است مكروه است » حال ؛ آبى داريم كه چند ساعت پيش مسخّن بالشّمس بوده ، لكن اكنون تسخين زايل شده و به حال طبيعى و سرد برگشته است . حال :