تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
1 - كسى كه قائل به قول اشاعره است ، بايد فتوا بدهد كه ( هنوز هم غسل و وضو با اين آب مكروه است ) و كراهت بجاى خود باقى است ( با اينكه : ما انقضى عنه التلبس است ) چرا كه مشتق حقيقت در اعم است ، قسم اول و دوم . 2 - و كسى كه قائل به قول معتزله است ، نمىتواند فتوى دهد كه ( الآن هم غسل و وضو با اين آب كراهت دارد ) چون وصف عنوانى ( المسخّن بالشّمس بعد الانقضاء ) مىباشد و مسخن بودن حقيقتا بر اين آب صدق نمىكند ، و آب مسخّن به شمس نيست . [ حال قبل از پاسخ به سؤالات اساسى و اصلى دو سؤال را مقدمة و تفقها بايد پاسخ داد . ] * به عنوان مقدمه اول بفرماييد مشتقاتى كه بر ذات حمل شده و وصف عنوانى براى ذات مىشوند و عنوان جديدى به ذات مىبخشند ، چند دسته‌اند ؟ بر سه دسته‌اند : 1 - صفاتى كه داخل در ذات و ماهيت‌اند ، مثل : - وصف عنوانى ناطق در ( الانسان ناطق ) - يا وصف عنوانى حيوان در ( الانسان حيوان ) - يا وصف عنوانى انسان در ( الانسان انسان ) پس اين قسم صفات ذاتى شامل ( جنس ، فعل و نوع ) هر سه مىشوند . 2 - صفاتى كه خارج از ذات‌اند ، لكن لازمهء ذات‌اند ، يعنى انفكاكشان از ذات و موصوف محال است ، حال چه : از لوازم ماهيت باشند ، مثل : زوجيت براى چهار . از لوازم وجود ذهنى باشند ، مثل : كليت براى انسان ، الانسان كلّى . از لوازم وجود خارجى باشند ، مثل : النّار حارّة ، الشمس محرقة . 3 - صفاتى كه خارج از ذات و از اعراض مفارقه و قابل انفكاك از ذات‌اند . مثل : كتابت يا علم براى انسان . نتيجه : قسم 1 و 2 از بحث ما خارجند . لكن قسم سوم ( صفات خارج از ذات ) يا اعراض مفارقه داخل در بحث ما هستند . كه خود بر سه قسم است و هر سه قسم آن محل نزاع است .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 564 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى