تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
وجود است ، چنان كه در برهان لمّى امر چنين است . در اينجا : از علت پى به معلول و از علم به علت واقعى ، به علم به معلول مىرسيم . * اگر واسطهء در اثبات واسطهء در ثبوت نباشد نامش چيست ؟ برهان انّى است ، كه يا از معلول پى به علت مىبريم و يا از يكى از دو امر متلازم به ملازم ديگر منتقل مىشويم . * منظور از عروض چيست ؟ صرف حمل و اسناد است . * واسطهء در عروض يعنى چه ؟ يعنى : واسطهء در حمل و اسناد مجازى چيزى به چيز ديگر ، مثل : الميزاب جار . در اينجا : آب واسطهء در عروض و اسناد جريان ، بر ميزاب است . * بفرماييد مجاز بر چند قسم است ؟ بر سه قسم : 1 - مجاز در حذف ، 2 - مجاز در كلمه ، 3 - مجاز در اسناد . * مجاز در حذف يعنى چه ؟ يعنى حذف مضافى كه ضمن در تقدير گرفتنش حكم در حقيقت از آن اوست ، درحالىكه مجازا به مضاف اليه اسناد داده مىشود . مثل : 1 - و اسأل القرية ، كه در اصل ( و اسأل اهل القرية ) مىباشد . 2 - و جاء ربّك ، كه در اصل ( جاء امر ربّك ) مىباشد . * مجاز در كلمه چيست ؟ اينست كه : كلمه‌اى به معناى كلمهء ديگر به كار مىرود ، فى المثل : 1 - اينكه مصدر به معناى اسم فاعل آورده شود ، مثل : ( تذكرة ) كه به معناى المذكّر آمده است . 2 - اينكه مصدر به معناى اسم مفعول بيايد ، مثل : عقل كه به معناى المعقول آمده است . * مجاز در اسناد يعنى چه ؟ يعنى : اسناد الشىء الى غير ما هو له ، مثل : جرى الميزاب ، كه جريان را به ميزاب اسناد مىدهند ، و حال آنكه بايد به آب اسناد داده شود . * با توجه به مقدمهء فوق مراد از « الظاهر أنّه لا يعتبر في صدق المشتق . . . » چيست ؟ نظر مرحوم آخوند است مبنى بر اينكه : اگر مشتق بخواهد در معناى واقعىاش و به نحو حقيقت بر ذات استعمال و اطلاق شود ،