وجود است ، چنان كه در برهان لمّى امر چنين است .
در اينجا : از علت پى به معلول و از علم به علت واقعى ، به علم به معلول مىرسيم .
* اگر واسطهء در اثبات واسطهء در ثبوت نباشد نامش چيست ؟
برهان انّى است ، كه يا از معلول پى به علت مىبريم و يا از يكى از دو امر متلازم به ملازم ديگر منتقل مىشويم .
* منظور از عروض چيست ؟
صرف حمل و اسناد است .
* واسطهء در عروض يعنى چه ؟
يعنى : واسطهء در حمل و اسناد مجازى چيزى به چيز ديگر ، مثل : الميزاب جار .
در اينجا : آب واسطهء در عروض و اسناد جريان ، بر ميزاب است .
* بفرماييد مجاز بر چند قسم است ؟
بر سه قسم : 1 - مجاز در حذف ، 2 - مجاز در كلمه ، 3 - مجاز در اسناد .
* مجاز در حذف يعنى چه ؟
يعنى حذف مضافى كه ضمن در تقدير گرفتنش حكم در حقيقت از آن اوست ، درحالىكه مجازا به مضاف اليه اسناد داده مىشود .
مثل : 1 - و اسأل القرية ، كه در اصل ( و اسأل اهل القرية ) مىباشد .
2 - و جاء ربّك ، كه در اصل ( جاء امر ربّك ) مىباشد .
* مجاز در كلمه چيست ؟
اينست كه : كلمهاى به معناى كلمهء ديگر به كار مىرود ، فى المثل :
1 - اينكه مصدر به معناى اسم فاعل آورده شود ، مثل : ( تذكرة ) كه به معناى المذكّر آمده است .
2 - اينكه مصدر به معناى اسم مفعول بيايد ، مثل : عقل كه به معناى المعقول آمده است .
* مجاز در اسناد يعنى چه ؟
يعنى : اسناد الشىء الى غير ما هو له ، مثل : جرى الميزاب ، كه جريان را به ميزاب اسناد مىدهند ، و حال آنكه بايد به آب اسناد داده شود .
* با توجه به مقدمهء فوق مراد از « الظاهر أنّه لا يعتبر في صدق المشتق . . . » چيست ؟
نظر مرحوم آخوند است مبنى بر اينكه :
اگر مشتق بخواهد در معناى واقعىاش و به نحو حقيقت بر ذات استعمال و اطلاق شود ،
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 558
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٥٥٨