تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
پس : مشتق در مثل اين مثال ، از آن جهت كه مشتق است ، در معناى حقيقى خودش استعمال شده است ، اگرچه مبدأ آن به اسناد مجازى به ميزاب نسبت داده شده است در حالى كه هيچ تنافى بين اينكه مبدأ مجازا به غير ما هو له نسبت داده شود و در عين حال مشتق در معناى حقيقى خود استعمال گردد ، وجود ندارد . اما ظاهر كلام صاحب فصول بلكه صريح آن ، اسناد مبدأ به ذات به نحو حقيقى و بدون واسطه ، در صدق حقيقى مشتق ، شرط است . و گويا منشا اين اشتباه ، خلط ميان مجاز در اسناد و مجاز در كلمه است ، بدين خاطر ، مسئله مذكور در اينجا نيز محل كلام ميان اعلام و بزرگان واقع شده است . و الحمد للّه ، و هو خير ختام * * *

تشريح المسائل

* مراد از ثبوت چيست ؟ اصل وجود و تحقق واقعى است . * واسطهء در ثبوت يعنى چه ؟ يعنى واسطه در اصل وجود و به عبارت ديگر : علت وجود و تحقق واقعى يك چيز چه ما بدانيم ، چه ندانيم . مثل : 1 - شمس كه واسطهء در ثبوت روشنايى براى جريان طبيعت است . 2 - آتش كه واسطهء در ثبوت حرارت براى آب است . * مراد از اثبات چيست ؟ علم و تصديق به چيزى است . * منظور از واسطهء در اثبات چيست ؟ چيزى است كه به سبب آن علم به چيزى پيدا مىشود ، اعم از اينكه اين چيز علاوه بر واسطهء در اثبات ، واسطهء در ثبوت هم باشد ، و يا اينكه واسطهء در ثبوت نباشد . * مراد از جملهء اخير چيست ؟ اينست كه : يك چيز هم علت اصل وجود واقعى يك شىء است ، هم علت علم ما به آن