* مقدمة خلاصهء مطالب قبل را مرقوم بفرماييد ؟
1 - شريف ( ره ) فرمود :
اگر مفهوم شىء در معناى مشتق اخذ شود ، عرض عام ، داخل فصل مىشود .
اگر مصداق شىء ( ذات ) را در معناى مشتق اخذ كنيم ، ممكنه به ضروريه منقلب مىشود .
پس : مفهوم ، مشتق مركب نمىباشد بلكه داراى مفهومى بسيط است .
2 - صاحب فصول :
ابتدا هر دو شق مذكور را پاسخ دادند . سپس از پاسخ خود به شق دوم تنزّل كرده فرمودند :
حق با جناب شريف است .
* حاصل مطلب در « و قد انقدح بذلك عدم نهوض ما افاده ( ره ) بابطال . . . » چيست ؟
جناب صاحب فصول در اينجا پا را فراتر نهاده مىفرمايد :
چه مفهوم شىء را در معناى مشتق اخذ كنيم و چه مصداق شىء را ، درهرصورت تالى فاسدش همان انقلاب قضيهء ممكنه به ضروريه است و سبب آن نيز همان است كه در ( فيه نظر ) بيان كرديم .
* خلاصهء بيان صاحب فصول در ( فيه نظر ) چه بود ؟
اين بود كه : محمول مقيّد يا واقعا تقيّد به قيد دارد يا ندارد .
اگر محمول مقيّد ، تقيّد به قيد داشته باشد ، جانب ايجاب قضيه ، ضرورت دارد .
اگر محمول مقيّد ، تقيّد به قيد نداشته باشد ، جانب سلب قضيه ، ضرورت دارد . اعم از اينكه محمول قضيّه ، مفهوم شىء و ذات باشد يا اينكه محمول ، مصداق شىء و ذات باشد .
منتهى : تفاوتى كه در صورت مسئله وجود داشت اين بود كه :
1 - در شق اول ، مفهوم شىء در معناى مشتق ، مأخوذ است .
2 - در شق دوم ، مصداق شىء و ذات در معناى مشتق اخذ شده است .
و اما :
علتى را كه ايشان در ( فيه نظر ) بيان نموده ، علاوه بر شق دوم ، شامل شق اول هم مىشود و درهرصورت ، انقلاب پيش مىآيد .
* به عبارت ديگر صاحب فصول مىفرمايد :
وجهى ندارد كه جناب شريف اشكال انقلاب را ، به صورتى اختصاص دهد كه مراد از ( شىء ) ، مصداق آن باشد . بلكه اگر مفهوم شىء نيز از آن اراده شود باز هم اشكال انقلاب وارد است .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 512
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٥١٢