تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
* مقدمة خلاصهء مطالب قبل را مرقوم بفرماييد ؟ 1 - شريف ( ره ) فرمود : اگر مفهوم شىء در معناى مشتق اخذ شود ، عرض عام ، داخل فصل مىشود . اگر مصداق شىء ( ذات ) را در معناى مشتق اخذ كنيم ، ممكنه به ضروريه منقلب مىشود . پس : مفهوم ، مشتق مركب نمىباشد بلكه داراى مفهومى بسيط است . 2 - صاحب فصول : ابتدا هر دو شق مذكور را پاسخ دادند . سپس از پاسخ خود به شق دوم تنزّل كرده فرمودند : حق با جناب شريف است . * حاصل مطلب در « و قد انقدح بذلك عدم نهوض ما افاده ( ره ) بابطال . . . » چيست ؟ جناب صاحب فصول در اينجا پا را فراتر نهاده مىفرمايد : چه مفهوم شىء را در معناى مشتق اخذ كنيم و چه مصداق شىء را ، درهرصورت تالى فاسدش همان انقلاب قضيهء ممكنه به ضروريه است و سبب آن نيز همان است كه در ( فيه نظر ) بيان كرديم . * خلاصهء بيان صاحب فصول در ( فيه نظر ) چه بود ؟ اين بود كه : محمول مقيّد يا واقعا تقيّد به قيد دارد يا ندارد . اگر محمول مقيّد ، تقيّد به قيد داشته باشد ، جانب ايجاب قضيه ، ضرورت دارد . اگر محمول مقيّد ، تقيّد به قيد نداشته باشد ، جانب سلب قضيه ، ضرورت دارد . اعم از اينكه محمول قضيّه ، مفهوم شىء و ذات باشد يا اينكه محمول ، مصداق شىء و ذات باشد . منتهى : تفاوتى كه در صورت مسئله وجود داشت اين بود كه : 1 - در شق اول ، مفهوم شىء در معناى مشتق ، مأخوذ است . 2 - در شق دوم ، مصداق شىء و ذات در معناى مشتق اخذ شده است . و اما : علتى را كه ايشان در ( فيه نظر ) بيان نموده ، علاوه بر شق دوم ، شامل شق اول هم مىشود و درهرصورت ، انقلاب پيش مىآيد . * به عبارت ديگر صاحب فصول مىفرمايد : وجهى ندارد كه جناب شريف اشكال انقلاب را ، به صورتى اختصاص دهد كه مراد از ( شىء ) ، مصداق آن باشد . بلكه اگر مفهوم شىء نيز از آن اراده شود باز هم اشكال انقلاب وارد است .