تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
اشكال در شق اول ( كلام شريف ) افاده فرمود ، به نحوى كه ايشان پنداشته ، آشكار شد . زيرا : عروض مفهوم شىء و ذات بر مصاديقشان ، در صورتى ضرورى است ، كه اين دو را مطلق و بدون تقييد ملاحظه كنيم و نه مطلقا حتى با فرض تقييد ، مگر به شرط مقيد بودن مصاديق ، كه ضعف اين لحاظ و تقييد قيد ، دانسته شد .

( نظر آخوند در رابطهء با تصوير اشكال در كلام كسانى كه مشتق را مركب مىدانند . )

سپس جناب آخوند مىفرمايد : اگر محقق شريف تالى را در قضيهء شرطيهء دوم ، بخاطر اينكه مصداق شىء كه نطق برايش ثابت است ، انسان است . لزوم اخذ نوع در فصل قرار مىداد ، به دليل فساد اخذ انسان در معناى ناطق اصلح و بلكه اولى است ، هرچند ناطق فصل حقيقى نباشد ، چرا كه اخذ شىء در لازمه و عرض خاصّش بديهى البطلان است .

( استدلال مرحوم آخوند ( ره ) در بساطت معناى مشتق )

سپس مىفرمايد : ممكن است در بساطت معناى مشتق استدلال شود ، به عدم تكرار موصوف ، در مثل : زيد الكاتب و لزوم آن ( تكرار موصوف ) از جهت تركّب ، و اخذ شىء به عنوان مصداق يا مفهوم در مفهوم كتابت ، ( و حال آنكه اين نقض بنا بر بساطت معناى مشتق لازم نمىآيد . * * *

تشريح المسائل

* حاصل مطلب در « و بالجملة : الدّعوى هو انقلاب مادّة الامكان بالضرورة . . . » چيست ؟ بيان جناب آخوند است مبنى بر اينكه : ادعاى محقق شريف ، يعنى انقلاب ممكنه به ضروريه در موردى است كه : - ليست مادّته واقعا فى نفسه و بلا شرط غير الامكان . - لكن شما ( صاحب فصول ) ، انقلاب مذكور را اين‌گونه تصحيح كرديد كه موضوع قضيه را مقيد به وجود يا عدم محمول قرار داديد كه اين حركت ارتباطى به كلام محقق شريف ندارد .