تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
عبارتست از : اتصاف ذات موضوع به وصف عنوانى محمول . فى المثل : در الانسان عالم و يا زيد كاتب ، ذات و مصداق انسان و يا زيد متصف شده است به عالميت يا كتابت . * اتصاف موضوع به وصف عنوانى محمول بر چند نوع است ؟ بر چهار نوع است : 1 - به نحو ضرورت ، مثل : الانسان حيوان ناطق ، بالضرورة ، كه يا ذاتيه است و يا وصفيّه . 2 - به نحو دائمه ، مثل : الارض متحرّك دائما ، كه يا ذاتيه است و يا وصفيه . 3 - به نحو فعليت ، كه در يكى از ازمنهء ثلاثه تحقق مىيابد و به مطلقه عامه مشهور است . 4 - به نحو امكان خاص ، كه از آن به ممكنهء خاصّه تعبير مىشود . * چرا در انحلال عقد الوضع گفته شد ، جهت در آن قضيه ديگر به عقيدهء شيخ مطلقهء عامه و از نظر فارابى ممكنه مىباشد ؟ زيرا : اتصاف ذات موضوع به وصف عنوانى خود موضوع مورد اختلاف است . به عبارت ديگر : جهت ثبوت وصف عنوانى براى موضوع ، براى اين دو بزرگوار فرق مىكند . شيخ الرئيس مىفرمايد : اتصاف موضوع به وصف عنوانى ، به نحو فعليت است . يعنى : وقتى گفته مىشود : الانسان كاتب ، مراد آن موجودات و مصاديقى است كه در عالم خارج و در يكى از ازمنهء ثلاثه موجود مىشوند ، و الّا اگر چنين فردى در خارج محقق و موجود نشود نمىتوان گفت : الانسان كاتب . فارابى مىفرمايد : اتصاف موضوع به وصف عنوانى ، به نحو امكان است . يعنى : همين‌قدر كه امكان داشته باشد كه ذاتى در خارج موجود شود و به وصف مثلا كتابت متصف شود ، كافى است تا اقدام به درست كردن قضيه شود . * آيا همان‌طور كه عقد الوضع منحل به دو قضيه مىشود ، عقد الحمل نيز منحل به دو قضيه مىشود ؟ بله ، همان‌طورىكه گفته مىشود : الانسان ، اى الموجود الذى صدق عليه الانسان . هكذا : در عقد الحمل ، مثلا : ضاحك گفته مىشود : شىء ثبت له الضحك بلكه عقد الحمل بطريق اولى چنين انحلالى دارد ، چرا كه عقد الوضع جامد است و عقد الحمل مشتق . نكته : همين مطلب منطقى ، گواهى است بر انحلال قضيهء : الانسان ضاحك به دو قضيهء ضروريه و ممكنه .