عبارتست از : اتصاف ذات موضوع به وصف عنوانى محمول .
فى المثل : در الانسان عالم و يا زيد كاتب ، ذات و مصداق انسان و يا زيد متصف شده است به عالميت يا كتابت .
* اتصاف موضوع به وصف عنوانى محمول بر چند نوع است ؟
بر چهار نوع است :
1 - به نحو ضرورت ، مثل : الانسان حيوان ناطق ، بالضرورة ، كه يا ذاتيه است و يا وصفيّه .
2 - به نحو دائمه ، مثل : الارض متحرّك دائما ، كه يا ذاتيه است و يا وصفيه .
3 - به نحو فعليت ، كه در يكى از ازمنهء ثلاثه تحقق مىيابد و به مطلقه عامه مشهور است .
4 - به نحو امكان خاص ، كه از آن به ممكنهء خاصّه تعبير مىشود .
* چرا در انحلال عقد الوضع گفته شد ، جهت در آن قضيه ديگر به عقيدهء شيخ مطلقهء عامه و از نظر فارابى ممكنه مىباشد ؟
زيرا : اتصاف ذات موضوع به وصف عنوانى خود موضوع مورد اختلاف است .
به عبارت ديگر : جهت ثبوت وصف عنوانى براى موضوع ، براى اين دو بزرگوار فرق مىكند .
شيخ الرئيس مىفرمايد : اتصاف موضوع به وصف عنوانى ، به نحو فعليت است .
يعنى : وقتى گفته مىشود : الانسان كاتب ، مراد آن موجودات و مصاديقى است كه در عالم خارج و در يكى از ازمنهء ثلاثه موجود مىشوند ، و الّا اگر چنين فردى در خارج محقق و موجود نشود نمىتوان گفت : الانسان كاتب .
فارابى مىفرمايد : اتصاف موضوع به وصف عنوانى ، به نحو امكان است .
يعنى : همينقدر كه امكان داشته باشد كه ذاتى در خارج موجود شود و به وصف مثلا كتابت متصف شود ، كافى است تا اقدام به درست كردن قضيه شود .
* آيا همانطور كه عقد الوضع منحل به دو قضيه مىشود ، عقد الحمل نيز منحل به دو قضيه مىشود ؟
بله ،
همانطورىكه گفته مىشود : الانسان ، اى الموجود الذى صدق عليه الانسان .
هكذا : در عقد الحمل ، مثلا : ضاحك گفته مىشود : شىء ثبت له الضحك بلكه عقد الحمل بطريق اولى چنين انحلالى دارد ، چرا كه عقد الوضع جامد است و عقد الحمل مشتق .
نكته : همين مطلب منطقى ، گواهى است بر انحلال قضيهء : الانسان ضاحك به دو قضيهء ضروريه و ممكنه .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 501
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٥٠١