تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
يعنى : در عين حال كه قضيهء شما موضوع و محمول دارد ، لكن در حقيقت صفت و موصوف است . مثلا : دوست شما مىدانست كه زيد ، عالم است ، شما نيز به صورت خبرى گفتيد : زيد عالم ، اين قضيه در واقع صفت و موصوف است ، يعنى زيد العالم ، چرا ؟ زيرا : خبر عبارتست از : ما افاد المستمع فائدة تامّة . و لذا : اگر مستمع ، آگاه به عالميت زيد باشد در اين صورت قضيه مذكور نسبت به او عنوان خبر پيدا نمىكند . 2 - جناب صاحب فصول شما خيال نكنيد كه اگر ثبوت قيد ، ضرورى نباشد ، هيچ‌گونه انقلابى پيدا نمىشود ، كتابت و يا ضحك چه ضرورتى براى انسان دارد كه هريك از اين قضايا مثل : الانسان ضاحك منحل مىشود به دو قضيه و انقلاب محقق مىشود ؟ منتها : چنان كه گذشت ، مادهء يك قضيه ضرورت و مادهء ديگرى امكان است . حاصل اينكه : حق با جناب شريف است چرا كه اشكال ممكنه به ضروريه پيش مىآيد لكن نه به نحوى كه آقاى شريف فرمود : بلكه انقلاب به يك ضروريه و يك ممكنه پيش مىآيد كه اين نيز امرى محال است . بنابراين : اگر مصداق شىء را در معناى مشتق اخذ كنيم ، محذور دارد . * جهت يادآورى بفرماييد يك قضيه شامل چه عقودى است ؟ هر قضيه‌اى از نظر منطقى شامل دو عقد است : 1 - عقد الوضع ، 2 - عقد الحمل . * عقد الوضع چيست ؟ عبارتست از : ما يصدق عليه الموضوع ، يعنى : اتصاف ذات موضوع به وصف عنوانى موضوع . فى المثل : وقتى شما مىگوييد : الانسان ضاحك و يا محمّد ضاحك ، در حقيقت : خود موضوع كه انسان باشد يا محمد ، وصف عنوانى است ، چرا كه بواسطهء آن از يك واقعيت حكايت مىشود و يا به عبارت ديگر بر چيزى صدق مىكند ، و آن وجود خارجى محمد و يا هر فرد ديگر از افراد انسان و در حقيقت معنون به اين عنوان و مسماى به اين اسم شده است . حال : از اين تعنون و تسميه به عقد الوضع تعبير مىشود . * عقد الحمل چيست ؟
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 500 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى